نیچه شناسی (ذیل هایدگر شناسی).. پست دوم

.
✅نیچه شناسی(ذیل هایدگر شناسی)

📝پست دوم

✅تبار شناسی نیچه با این که حدود صد و بیست سال است که از آن می گذرد و در قرن نوزدهم نگاشته شده است یک بحث و یک متن پست مدرن می باشد

چرا؟

به جهت این که :

🔷اولا): متن و بحثی که نیچه طرح می کند تمام قطعیت های مسیحیت را زیر سوال می برد تمامی آن مواردی که مسیحیت آموزه های مسیحی بر مردم تحمیل می کردند به نام حقیقت مطلق و مطلق حقیقت بهنام ارزش های فرازمانی و فرامرزی و فرا انسانی، همه را زیر سوال می برد و در زیر چکش نقد و سنگین وبی رحم خود، خورد خوردش می کند، همه را زیر سوال می برد.

🔷ثانیا): نقدش منحصر در مسیحیت و اخلاق مسیحی و یهودی نمی شود تمام قطعیت های اخلاق را هم رد م یکند هر چه که به نام اخلاق، مطلق و قطعی شناخته شده است را زیر سوال می برد،‌کلان روایت ها را زیر سوال می برد سوسیالیزم را زیر سوال می برد حتی دموکراسی را هم شدیدا نقد می کند که نقد های جان سوز نیچه تا به امروز هم پاسخی در خور نیافته اس، یعنی نقد های نیچه به دموکراسی تا کنون بی پاسخ مانده است.

بنابر این نیچه:

🔷افلاطونیزم
🔷مسیحیت
🔷مدرنیته

و تمام قطعیت ها را زیر سوال می برد پس ما در این کتاب یعنی تبار شناسی اخلاق یک نقد رادیکال را مشاهده می کنیم، که در یک جمله می توان گفت که نیچه «قلب مدرنیته را به لرزه در می آورد»

✅بنابر این باید پروسه ی نیچه را در ارزیابی دوباره ی ارزش ها دید! حال باید دید که متدولوژی او در این ارزیابی چیست؟

🎯کانال دانش سیاست👇👇👇
@policypaper