واکاوی علل اظهارنظرهای بی پایه مسوولان:

واکاوی علل اظهارنظرهای بی پایه مسوولان :

🔹در جامعه ما بین سیاستگذاران و اصحاب علم و حتی سیاست‌پژوهان فاصله زیادی ایجاد شده است. نتیجه این فاصله این است که بخش زیادی از آنچه سیاستگذاران یا مسوولان در سخنانشان مطرح می‌کنند با آنچه اصحاب علم می‌خوانند و می‌نویسند و همچنین با نوع برداشت‌ها و مواجهه‌های مردم از وضعیت کسب‌وکار و زندگی‌شان اختلافی شدید دارد.

🔹اگر بخشی از فضای عمومی را رسانه‌ها در نظر بگیریم یعنی رسانه‌ها را به نوعی بازنمایاننده فضای عمومی ببینیم، باید توجه کنیم که ما رسانه‌های خاص و رسانه‌های عام داریم. بخش زیادی از سیاستگذاران ما صرفاً معطوف به رسانه‌های خاص صحبت می‌کنند. به عنوان مثال اگر صداوسیما و رسانه‌های رسمی را جزو دسته رسانه‌های خاص ببینیم، برای بسیاری از سیاستگذاران مهم است که صحبت و سخنشان در این رسانه‌های خاص مورد توجه قرار بگیرد. از همین رو چنین سیاستگذارانی صرفاً برای مخاطبان آن رسانه‌ها حرف می‌زنند و رسانه‌های عام را با مختصات و ویژگی‌هایی که دارند در نظر نمی‌گیرند.

🔹افراد برای فهم این موضوع و انتخاب یک راه برای اینکه حرفی بزنند که درست، واقعی، به مصلحت، علمی و مستند باشد و مورد پذیرش افواه عمومی قرار بگیرد، نیاز به دریافت کمک از مشاوران دارند. این مشاوران باید ویژگی‌های متعددی داشته باشند. همین شناخت فضا، شناخت مصلحت، جوانگرایی، علمی بودن و مرتبط بودن با نهادهای علمی می‌تواند برای مشاوران مهم باشد. اما واقع اینجاست که به نظر می‌رسد در حال حاضر این مشاوران چندان کارکردی در جامعه ما ندارند و سیاستگذار حرفش را بدون کمک چنین مشاورانی می‌زند.

🔹سال‌هاست که گفته می‌شود رابطه بین نهاد علم و نهاد اجرا ازهم‌گسیخته شده و کسانی که به صورت علمی و از نزدیک درگیر مسائل اجتماعی هستند نمی‌توانند بر سیاستگذاری و اجرا تاثیر بگذارند. سیاستگذاران ما اغلب مهندسان و افرادی صرفاً تجربی، عمل‌گرا و نتیجه‌گرا هستند که فرآیندها را نمی‌شناسند، برای فهم فرآیندها از متخصصان استفاده نمی‌کنند و آنچه در ظاهر مطرح می‌شود برایشان مهم است. درحالی‌که سیاستگذار برای سیاستگذاری و تصمیم‌گیری و صحبت کردن درباره مسائلی که به ‌شدت حاد و حساس است نیاز به سیاست‌پژوهی دارد و این سیاست‌پژوهی‌ها باید از دل نگاه‌های اندیشمندانه و علمی بیرون بیاید.

🔹گذشته از مسائل نهاد علم، سیاستگذار ما نیز علاوه بر فاصله‌ها و نوع چینش اطرافیان که در سطرهای پیشین ذکر شد، در رابطه با مشاوران خود و نهاد علم دچار اشکالاتی است. به نظر می‌رسد برای خود سیاستگذار ما مساله شفاف نیست؛ سیاستگذار صورت‌مساله را نمی‌شناسد. وقتی سیاستگذار نتواند تبیین درستی از موضوعی کند که می‌خواهد درباره آن سیاستی بچیند و تصمیمی بگیرد، نهاد علم، سیاست‌پژوه و مشاوران هم نمی‌توانند به او کمک کنند که حرف درست و مطلوب را بر زبان بیاورد. یکی از دلایل فاصله گرفتن سیاستگذار از نهاد علم همین اعوجاج و ندانستن‌ها به دلایل مختلف است که یکی از آنها همین نخواستن برای دانستن است.

🎯کانال دانش سیاست👇👇👇
@policypaper