دیالکتیک روشنگری؛. تءودور آدرنو و ماکس هورکهایمر. در کتاب دیالکتیک روشنگری این

دیالکتیک روشنگری؛
تءودور آدرنو و ماکس هورکهایمر
در کتاب دیالکتیک روشنگری این
سوال را مطرح می کنند که چرا،
نوع بشر به جای پا نهادن به
وضعیتی حقیقتا انسانی، بیشتر
و بیشتر در نوع جدیدی از توحش
غرق می شود؟!
به عبارت دیگر، چرا نوع بشر
علیرغم این همه تمدن و توسعه به
سوی توحش گام بر می دارد؟!
این نظریه پردازان معتقدند، علت
این امر این است که هنوز موانع
تفکر و موانع روشنگری در جامعه
وجود دارند، که می بایست زدوده
شوند.
بنابراین معتقدند که برای
روشنگری می بایست تمام موانع
تفکر را از بین برد!!
بر این اساس آنها موانع تفکر را
در سه دسته تقسیم بندی می
کنند. که عبارتند از؛
1- موانع اسطوره ای؛ به مثابه ی
رب النوع ها یا الهه ها.
2- موانع خرافی؛ به مثابه ی
آنیمیسم ها یا جان گرایی ها.
3- موانع جامعوی، به مثابه ی
فتشیسم ها یا شی گرایی ها.
آدرنو و هورکهایمر معتقدند این
نظریه جامعه شناختی که تءولوژی
و یا ایدءولوژی پشتوانه ی جامعه
است، ابطال شده است.
بلکه هم اکنون فرهنگ است که
می تواند تکیه گاه جامعه باشد!!
به نظر می رسد که آنها بر این
باورند که؛
فرهنگ می تواند جامعه را به سوی
یکسانی و همانندی سوق دهد در
صورتی که امر متکثر نیز محفوظ
بماند، زیرا تولید اندیشه نه تنها می
تواند کنشگران را به یکدیگر نزدیک
کند بلکه در عین نزدیکی، برای هنجار
های متفاوت آن ها هم ارزش قاءل
شود،هر چند که سردمداران جامعه باز
بیکار نمی نشینند و فرهنگ را به صنعت
فرهنگ تبدیل می کنند تا از قبل آن
درآمد کسب کنند!
اما از آن جایی که هدف نهایی انسان
رهایی از اندیشه های خرافی، رهایی
از تمامی نیروهای شرور و شریر
و خلاصه رهایی انسان از ترس ،
هراس و استبداد است، در این
صورت افشای آن چه که اکنون
خرد نامیده شود بزرگترین خدمتی
است که خرد می تواند انجام دهد.
@siavashmousavirakati