مدرنیته به واسطه‌ی ماهیتش، آینده محور است

مدرنيته به واسطه ي ماهيتش،آينده محور است.گيدنز و بك بر اين باورندكه اين موضوع در مدرنيته ي متأخر مستلزم توجه به مخاطراتي است كه خود مدرنيته ايجاد ميكند.پيشرفتهاي تكنولوژيك (درتوليد موادغذايي،مسافرتهاي جهاني،فناوري هسته اي و ...)به ايجاد مخاطرات جهاني غيرقابل پيش بيني و فجايع ساخته ي نوع بشر منجرميشود.آگاهي از مخاطرات و برنامه ريزي براي آن،هم مستلزم بازانديشي نهادي است و هم موجب تسهيل آن.از نظر گيدنز جهت گيري نسبت به آينده و توجه به مخاطرات بالقوه موجود در احتمالات آينده،موضوعاتي هستند كه با تجربه ي شخصي نيز مرتبط هستند.او بر اين باور است كه تشخص در مدرنيته ي متأخر،نشانه تشديد خودبازانديشي است.
درتفكر مدرنيته ي متأخر برحسب مخاطره ،نوعي تمرين نسبتاً مستمر و نوعي مذاكره براي انتخاب است.اينكه چه چيز و چه كسي باشد و يااينكه چگونه عمل شود،پرسشهايي هستند كه افراد بايد به طور مداوم مورد توجه قرار دهند.باوجود اين ،درحاليكه مدرنيته ممكن است افراد را با انتخاب هاي متعددي مواجه كند،اما درخصوص نحوه ي انتخاب،راه كارهاي اندكي معرفي ميكند.گيدنز پيشنهاد ميدهد كه اين فرايند علاوه برنتايج متعاقب آن،پيامدهاي خاصي براي سبك زندگي در بردارد:((امروزه به علت گشودگي زندگي اجتماعي،كثرت چارچوبهاي كنش و تنوع ((اختيارات))،انتخاب سبك زندگي در تشكيل تشخيص و فعاليتهاي روزانه از اهميت فزاينده اي برخوردار است.
گيدنز بر اين باور است كه هر چه موقعيتي كه افراد در آن در تكاپو هستند،پساسنتي تر باشد،موضوعات مربوط به سبك زندگي بيشتر به اصل تشخص مرتبط ميشوند.در اين شرايط سبك زندگي مستقيماً با نيازهاي افراد براي تثبيت درك معنا دار و قابل اعتماد از خود در زمينه هاي پساسنتي مرتبط ميباشد كه در آن بي معنايي يا بي محتوايي فردي،مشكل رواني بنيادي محسوب ميشود.گيدنز عنوان ميكند كه در مدرنيته،رابطه ي مستتقيمي ميان نحوه ي توقف پوچي فردي و محروميت نهادي يا ((جداسازي))عناصر مربوط به تجربه زندگي كه سبب بروز مشكلات اخلاقي و وجودي ميشوند وجود دارد.
اصطلاح جداسازي تجربه در اين مجال به فرايندهاي نهاني مرتبطي اشاره دارد كه عادتهاي زندگي روزمره را از پديده هاي نهاني مرتبطي اشاره دارد كه عادتهاي زندگي روزمره را از پديده هاي ذيل جدا ميكنند:ديوانگي؛جرم ؛بيماري و مرگ؛تمايلات جنسي و طبيعت و ...امنيت هستي شناختي كه مدرنيته در سطح عادتهاي روزمره مبتني بر محروميت نهادي زندگي اجتماعي از موضوعات وجودي بنيادي كه باعث بروز دوگانگي هاي اخلاقي براي انسانها ميشود ،استوار ساخته است.


🎯کانال دانش سیاست👇👇👇
@policypaper