فرهنگ سیاسی.. ماکس وبر معتقد بود که علم جامعه شناسی باید «کانون» داشته باشد

فرهنگ سیاسی

ماکس وبر معتقد بود که علم جامعه شناسی باید " کانون " داشته باشد .
به عبارت دیگر ، نمی توان در علیت پدیده ها ، ده ها و صد ها علت را با وزن های متساوی مطرح کرد .
یک تئوری ، قانون و در نهایت پارادایم زمانی ، چنین حکمی به خود می گیرد که بر علیتی تاکید کند و بر کانونی متمرکز شود .
درواقع ، تفاوت بین نظریه ها در علوم انسانی ، نوع تمرکز یا تاکید یا کانون آنهاست .
چگونه می شود که
👈 ژاپنی ها پشتکار دارند !
👈 آلمانی ها مسئولیت پذیرند !
👈 چینی ها با یکدیگر هماهنگ هستند !
👈 کانادایی ها بر اومانیسم تاکید ذاتی دارند !
👈 مردم آفریقای جنوبی از تحمل قابل توجهی برخوردارند ؟
👈 مردم اسکاندیناوی به طور بی نظیری به حقوق یکدیگر احترام می گذارند !
👈 مردم سنگاپور فرای هر ملتی از قاعده و قانون تبعیت می کنند !
👈 مردم کره جنوبی به جای تخریب یکدیگر ، با هم رقابت می کنند !
👈 و مردم سوئد تواناییها و ضعف های افراد را با یکدیگر و هم زمان ارزیابی می کنند !
طیفی از خصلت ها ، ویژگی ها ، روحیات ، ارزش ها ، ایستارها و احساسات ، ملت ها را از همدیگر متمایز می کند . ...
فرهنگ سیاسی معرف این واقعیت است که هر مجموعه از ارزش ها ، ایستارها و خصلت ها ، ساختار فرهنگی خود را بنا می کند ، هر چند با گذشت زمان با تحولات سیاسی ، اقتصادی و به ویژه - هم اکنون - بین المللی متحول می شود .
منبع :
فرهنگ سیاسی ایران
دکتر محمود سریع القلم


🎯کانال دانش سیاست👇👇👇
@policypaper