این کانال جهت آشنایی با مفاهیم سیاسی،اصطلاحات و واژگان سیاسی،تحلیل های روز،اخبار و هر آنچه که در حوزه سیاست می باشد ،ایجاد شده است مدیر کانال: محمد سجاد شیرودی دانشجوی دکتری جامعه شناسی ایمیل: [email protected] ارتباط با ادمین : @S_h_shirody_2018
بله اصولن. کلید فهم پدیدارشناسی هایدگر و هوسرل فهم همین سوبژکتیویته و میانسوبژکتیویته است
بله اصولن. کلید فهم پدیدارشناسی هایدگر و هوسرل فهم همین سوبژکتیویته و میانسوبژکتیویته است.
یک تفاوت مهم برآمده از همین تفاوت این که پدیدارشناسی هایدگری با پدیدارشناسی هوسرلی داره همین نکتهی وجودِ محوریتِ اصالت فاکتیسیته و هیستوریسیته برای بشر در هایدگر است که در هوسرل آن را نداریم و همه چیز تقریبن؛
حتا خودِ مفهوم «اصالت» ساختهشده و پسینی است. هایدگر با فلسفیدن به نقد متافیزیک رفت و هوسرل با آنچه خود اش «آغاز ِ زیستنِ فلسفی» میگه به نقدِ متافیزیک و فلسفیدنِ هایدگر ی پرداخت.
درسته همینطوره یک تفاوت دیگه ای که از همین جا ناشی میشه بین aurgerichteheit و ausrichtungاست یعنی بین جهت یافتگی و جهت گیری!
در پدیدار شناسی هوسرل ما می بینیم که هوسرل به یک جهت یافتگی معتقده او میگوید که پدیده ها در این هستی به سمت و سوی چیزی در جریان هستند جهت یافته هستند یعنی غایت دارند!
اما در هایدگر این جهت گیری است که مهم میشه و نه جهت یافتگی، هایدگر معتقد است که انسان غایتی ندارد و تفکر یعنی همان در راه بودن و این راه ممکن است اصلا پایانی هم نداشته باشد.
🎯کانال دانش سیاست👇👇👇
@policypaper