هایدگر در سال ۱۹۲۷با طرح کردن مساله‌ی هستی و زمان و نوشتن این کتاب، فلسفه‌ی خود را مستقلا مطرح می‌کند، هستی و زمان یک تحقیق پدیدار

هایدگر در سال 1927با طرح کردن مساله ی هستی و زمان و نوشتن این کتاب، فلسفه ی خود را مستقلا مطرح می کند، هستی و زمان یک تحقیق پدیدار شناسی می باشد در مورد هستی!

پدیدار شناسی مد نظر هایدگر در مورد هستی می باشد که می کوشد تا پرسش هایی را طرح کند،‌ پرسش در مورد هستی،‌چرا که هایدگر پرسش در رابطه با هستی را مساوی تفکر و مختص انسانـدازاین می داند (دازاین را برخی مساوی انسان گرفته اند اما گویا دازاین خود انسان نمی باشد بلکه یک موقعیت و مکانی می باشد که مختص انسان است و انسان با قرار گرفتن در آن می تواند این پرسش هستی را برای خود طرح کند)

پدیدار شناسی هایدگر در مورد هستی، می کوشد تا به این پرسش ها پاسخ دهدکه:

1⃣معنای هستی چیست؟

2⃣چگونه باید پرسش هستی را طرح کرد؟

3⃣این رویارویی( به آلمانی:begegnenبه انگلیسی:encournter)، یعنی رویارویی انسان با هستی چگونه است؟

در ابتدا این سوال پیش می آید که مقصود هایدگر از طرح این پرسش ها چه می باشد؟ او چه چیز را موضوع بنیادین تفکر خود می داند؟

گویا هایدگر هستی شناسی بنیادی را موضوع بنیادین تفکر خود می داند یعنی می خواهد تفکیکی بین امر اونتیکontic و انتولوژیک ontological یا به تعبیری دیگر بین وجود و موجود تفاوت قائل شود و از آن تفکیکی که در سنت فکری متافیزیک غرب مورد غفلت واقع شده است،‌غفلت نورزد، همچنین او می خواهد ثنویت دکارتی را نیز نقد کند.

اما ثنویت دکارتی چیست؟


🎯کانال دانش سیاست👇👇👇
@policypaper