چرا کردها در یک موقعیت غیرقابل اجتناب و ناگزیر قرار دارند؟

💢چرا کردها در یک موقعیت غیرقابل اجتناب و ناگزیر قرار دارند؟

✍️استفان والت پروفسور روبط بین الملل هاروارد

1️⃣زیرا هیچ حکومت و کشور مستقل کُرد وجود نداشته و چشم اندازی نیز برای آن در آینده نزدیک وجود ندارد. حکومت ایالات متحده هرگز از این هدف حمایت نکرده چرا که متوجه شده تلاش برای تشکیل چنین کشوری می تواند منجر به جنگ بزرگ منطقه ای شود. اما بدون داشتن دولت مستقل نیروهای کردناگزیر به زیستن تحت اقتدار یكی از قدرتهای منطقه ای هستند.

2️⃣ترکیه نیروهای کُردرا تهدیدی جدی علیه خود تلقی می کند. اردوغان ممکن است خطر واقعی این نیروها را بیش از حد جلوه دهد؛ اما این خط قرمز ترکیه است. تا زمانی که کردها در شمال سوریه از خودمختاری دوفاکتو (لغتی فرانسوی که اشاره به حاکمیت عملی و نه قانونی دارد) برخوردار بودند، ترکیه در پی فرصتی جهت از بین بردن آن بود. حفظ سربازان آمریکایی در سوریه روز حساب کتاب برای کردها را به تأخیر انداخت اما راه حلی مادامی برای این مشکل ارائه نداد.

3️⃣تا زمانی که دولت بشار اسد ضعیف بود و نیروهای آمریکایی سوریه را اشغال کردند اسد قادر به تحکیم موقعیت خود نبود و به حمایت خارجی نیاز داشت. در این برهه اجازه دادن به دولت وی جهت بازیابی مجدد کنترل بر کل سوریه، مشکلات رنج آوری را برطرف می کند. از جمله نگرانی ترکیه از خودمختاری کردها؛ اردوغان تمایلی به دولت اسد ندارد و این میل در مورد کُردها بسیار کمتر است. با کنترل کامل اسد بر سوریه نه ایالات متحده بلکه دولت اسلامی تبدیل به معضل اساسی وی می شود و بی رحمانه با این گروه برخورد خواهد کرد زیرا دولت اسلامی یک جنبش تندرو سنی است که علویان سوری را مرتد می داند. علاوه بر این هر چقدر که دولت اسد امنیت بیشتر بیابد، کمتر به حمایت نیروهای خارجی نباز خواهد داشت. در واقع حضور و نفوذ نیروهای خارجی زمانی کاهش می‌یابد که دمشق در اعمال توازن اطمینان بخشی به تمام عوامل پیشاجنگ داخلی سوریه توانمند باشد.


🔻مرور چند پیش فرض

▪️کنار گذاشتن کُردها کار آسانی نیست! چراغ سبز ترامپ برای حمله ترکیه به کردها وحشتناک است. اما او تنها مقصر نیست. در نظر من تأثیر طولانی مدت بر تمایل دیگران برای همکاری با ایالات متحده در هماهنگی منافع آنها چندان مهم نیست بالاخص اینکه دفتر بیضی (دفتر کار ریاست جمهوری در کاخ سفید) ساکنی دمدمی مزاج داشته باشد.

▪️فاجعه سوریه موجب افتخار و ارزش برای آمریکا نیست اما گاهی اوقات عقب نشینی باعث پیشرفت در آینده می شود. خروج ایالات متحده از ویتنام در سال 1975 یک شکست ناخوشایند بود و هشدار سقوط دومینوی از دست رفتن اعتبار و تقلیل اوج ایالات متحده را به صدا در آورد. با این حال خروج ایالات متحده از شبه جزیره هندوستان نیز روابط ضد اتحاد جماهیر شوروی بین ایالات متحده و چین را تسهیل کرد و به دولت های کارتر و ریگان اجازه داد تا قابلیت های دفاعی را که در جنگ طولانی و پرهزینه مورد غفلت واقع شده بود بازسازی کنند. سرانجام این اتحاد جماهیر شوروی بود و نه ایالات متحده که 14 سال پس از سقوط سایگون فروپاشید. خروج از ویتنام عقب گرد استراتژیک نبود؛ اشتباه واقعی در ماندن طولانی مدت بود.


▪️همچنین گفته می شود که فاجعه در سوریه پیروزی بزرگی برای به اصطلاح دشمنان ایالات متحده است، واقعاً؟ سوریه به سختی یک پاداش استراتژیک محسوب می شود و هیچ کشوری را در نتیجه ثروتمندتر یا قدرتمندتر نمی کند. بعید است که سوریه حضور مدام قدرت خارجی را بپذیرد بنابراین احتمالاً با بازگرداندن اقتدار خود نفوذ آنها کاهش می یابد. در سیاست بین الملل گاهی چسبیدن به رقبا با تحمیل هزینه بازی هوشمندانه‌ای است و معمولاً بیشتر از تلاش کم و بیش منفردانه برای حل یک مشکل لاینحل عاقلانه تر است.


▪️در آخر اینکه برد اصلی بلایای اخیر آمریکا در خاورمیانه با روسیه یا ایران یا اسد نیست بلکه برنده اصلی چین است. در حالی که ایالات متحده میلیونها دلار برای جنگ های غیرضروری و جنگ های صلیبیمبهم اتلاف می‌کند چین با آرامش در حال برقراری ارتباطات دیپلماتیک است، به کشورهایی مانند ایران می پیوندد و اقتصاد کلاس جهانی را در کشور خود ایجاد می کند.اطمینان دارم که رئیس جمهور چین از ماندن همیشگی ایالات متحده در شمال سوریه خوشحال و از ملاحظه تمرکز ترامپ و پومپئو بر ایران و اعزام سربازان بیشتر به عربستان سعودی مضطرب خواهد شد.اما بی‌کفایتی های ترامپ باید کاملاً خوشایند وی باشد .


🎯کانال دانش سیاست👇👇👇
@policypaper