روزی روزگاری🔻.. لقمان بر سر راهی ایستاده بود، رهگذری پرسید: «فلان قصبه از اینجا می‌رود؟»

روزی روزگاری🔻

لقمان بر سر راهی ایستاده بود، رهگذری پرسید: «فلان قصبه از اینجا می‌رود؟»
لقمان گفت: «آری.»
عابر پرسید: «چه اندازه راه است؟»
لقمان گفت: «تا ظهر می‌رسی.»
🌷عابر سوال کرد: «من شنیدم به کسی ڪه قبل از من این سوال را از تو کرد گفتی که تا غروب می‌رسی! بالاخره کدام حرف تو را باور کنم؟!» لقمان گفت: «من راه رفتن شما را می‌بینم و زمان را می‌گویم.»
⚠️هر کس را با متر خودش باید متر کرد.

🎯کانال دانش سیاست👇👇👇
@policypaper