برای شناختن تفکر و فلسفه‌ی هایدگر باید به تفاوت پدیدار شناسی او و هوسرل نیز توجه داشت، چرا که در مواردی با هوسرل همراه بوده و در م

✅برای شناختن تفکر و فلسفه ی هایدگر باید به تفاوت پدیدار شناسی او و هوسرل نیز توجه داشت، چرا که در مواردی با هوسرل همراه بوده و در مواردی از او فاصله می گیرد، بنابرین شناخت شباهت ها و تمایزات این دو پدیدارشناسی ضروری می نماید.

در پدیدار شناسی هوسرل:

1⃣ساختار آگاهی همیشه به سمت و سوی چیزی در جریان است

2⃣پدیدار شناسی به قول خود هوسرل: بازگشت به خود چیزها می باشد، پس پدیدار شناسی هوسرل به ماهیت اشیاء و خود چیزا مستقیما توجه دارد

3⃣پدیدارشناسی هوسرل مطالعه ی تجربه ی زیسته یا جهان زیست شده می باشد.

4⃣در پدیدار شناسی هوسرل دنیا در برابر انسان در برابر شناخت انسان یک دنیای بلا واسطه می باشد یعنی انسان در جهان زندکی می کند ولی نه اینکه جدای از هستی باشد، بنابر این پرسش هوسرل در باب هستی و بودن طرح می شود، پس پدیدار شناسی و مطالعه ی پدیده ها در هوسرل یعنی جهان به عنوان واقعیتی که جدای از ما نیست مطالعه می شود.

⬅️نتیجه این که وقتی در حوزه ی پدیدار شناسی هوسرل و طبق ایده ی او داریم صحبت می کنیم سابجکتیو و سوبژه یا همان عین و ذهن جدای از ما نیستند جدای از هم دیگر نیز نیستند (و این جاست همان جایی که هوسرل و سپس هایدگر ثنویت دکارت را نقد می کند)

5⃣در پدیدار شناسی هوسرل ساختار آگاهی نتیجه ی مستقیم فهم پدیده ها است.

6⃣هوسرل معتقد است که فرد وقتی توجه خودش را هدایت می کند در این صورت است که می تواند به یک توصیفی از حقیقت برسد

7⃣و برای اینکه بتواند حقیقت را واضح ببیند باید پیش داوری هایش را کنار بگذارد( پیش داوری هایش را در پرانتز قرار دهد یا معوق کند)

⬅️نتیجه ی دوم این که در پدیدار شناسی هوسرل مساله ی اصلی دیدن واقعی یا واقعیت پدیده ها می باشد و برای این که بتوان واقعیت پدیده ها را دید باید به یک تجربه ای از آگاهی رسید که بتوان به یک تصویر واقعی از این تجربه ی زیسته رسید.

🎯کانال دانش سیاست👇👇👇
@policypaper