مهدی بازرگان:.. «مسلمین و حکومت اسلامی؛ بازیابی ارزش‌ها، مجموعه آثار جلد ۲۶»

مهدی بازرگان :

اگر خدا مي‌خواست كه پيغمبر رهبريِ سياسي مسلمين را نيز مانند رهبري مذهبشان به‌عهده بگيرد وی را كراراً از عمل به‌عنوان وكيل، حافظ يا مسيطر بر مسلمين بر حذر نمي‌داشت و او را در عين حال متذكر نمي‌ساخت كه وظيفه او ابلاغ پيام الهی با كلمات خردمندانه، وعظ و بحث و جدل است...


ماحصل كلام به عقيده‌ي عبدالرازق آن كه:
1) قدرت و دولت سياسی هر قدر هم كه جهت اجرای آرمان‌های اسلامی اجتناب‌ناپذير باشد به‌جوهر اسلام متعلق نيست و مخصوصاً هيچ يك از اصول عمده را تشكيل نمي‌دهد.
2) «اسلام اگر درست فهميده شود مسلمين را در انتخاب هر شكل دولتی كه برای تامين رفاه خود لازم بدانند آزاد مي‌گذارد‏».
3) عقيده مخالف دائر به‌ اين كه‏ در اسلام دين و سياست يك كل متصل را تشكيل مي‌دهد، تا آن حد كه سياست را در درجه اول با خلافت و سپس با رژيم‌های ستم‌كاری كه در طول تاريخ بر مسلمين حكومت كرده‏‌اند ارتباط مي‌دهد، نادرست است.
4) «در دين اسلام، چيزی كه مانع شود مسلمين را از رقابت با ساير ملل در زمينه علوم اجتماعی و سياسی و تخريب آن نظام كهنه‏‌ای كه موجبات انقياد و حقارت آنان را فراهم آورده است و تاسيس قوانين كشور و سازمان دولت بر اساس كاميابي‌های عقل بشر و بر مبنای محكم‌ترين تجربيات ملل در مورد بهترين اصول حكومت، وجود ندارد.»

" مسلمین و حکومت اسلامی؛ بازیابی ارزش‌ها، مجموعه آثار جلد ۲۶ "

📚 دانش سیاست 👇👇👇
🆔 @policypaper