آشنایی با اندیشه‌های اخلاقی در سیاست:..۹- اندیشه سیاسی مهاتما گاندی

آشنایی با اندیشه های اخلاقی در سیاست:

۹- اندیشه سیاسی مهاتما گاندی

قبل از وارد شدن به اندیشۀ سیاسی گاندی ملاحظاتی را دررابطه با خود او از نظر می¬¬گذرانیم:
1. تمام گفتار گاندی ناشی از احساس و درک عمیقی بود که او از « واقعیت» داشت.
2. او سرسپردۀ هیچ یک از مکاتب فکری شرق و غرب نبود.
3. افکار گاندی در سرتاسر عمر او بدون اینکه از چهارچوب اصلی¬اش خارج شود پرورش می-یافت و هیچ گاه از مبانی¬اش منحرف نشد.
اندیشه سیاسی گاندی با وجودی که از سرچشمه های گوناگونی( چه غربی و چه شرقی) سیراب می¬شود ولی به هیچ یک از این سرچشمه¬ها گرایشی ندارد. او در افکار خود از منابع گوناگونی نظیر قدما و همچنین متون یونانی بهره می¬گرفت. ظریف اینکه علیرغم اینکه گاندی هیچ وقت خود را متفکری اصیل نمی دانست اما هنگامی که به بررسی گفتارش می پردازیم متوجه می شویم که گفتار او دارای قالب فکری است که بین تمام فیلسوفان مشترک است؛ زمانی هم که می بینیم او پیوندی مستحکم بین نظر و عمل برقرار کرده و هر کدام از آن ها را وابسته به هم می داند به این نتیجه می¬رسیم که باید او را در زمرۀ فیلسوفان هندی به حساب آوریم.
بسیاری از دانشمندان سیاسی عقیده دارند که گاندی را می توان هم یک سیاست مدار دانست و هم یک پیامبر. نتاجی بوس( Netaji Bose) منتقد و از طرفداران گاندی می گوید گاندی نه تنها در طول عمر خود معلمی برای تمام دنیا بود بلکه رهبر مسلم جنبش ملی آزادیخواهی هند نیز به شمار می رفت. وی همچنین در مقام نقد گاندی می گوید او چنان با نقش معلمی¬اش در آمیخته بود که تمام زندگی اش تحت الشعاع آن قرار گرفت و توانایی ها و وظایف دیگر خود را فراموش می کرد. البته، باید گفت علت دخالت های سیاسی مضاعفِ گاندی این بود که او اعتقاد داشت که «حقیقت» در این فعالیت ها حضور دارد. در واقع گاندی معتقد بود که سیاست ابزاری است که از طریق آن می شود بشر را از لحاظ اجتماعی و اقتصادی و اخلاقی و... به سعادت رساند.
گاندی بر این باور بود که سیاست خودش برای وی معنای مذهب دارد. در واقع او با سیاسی کردن مذهب مخالف بود. او می گفت سیاست به سان ماری است که ما را احاطه کرده است و برای رهایی از این وضع تنها راه گلاویز شدن با مار است و در این راه لحظه¬ای درنگ نباید داشت. او می گفت من زمانی از سیاست کنار می کشم که بدانم در هند هیچ فقیری وجود ندارد که شبی گرسنه بخوابد. تا زمانی که بیکاری هست، گرسنگی است، بدبختی و فلاکت وجود دارد باید در سیاست دخالت کرد و به انقیاد سیاسی و سلطه و استسمار اقتصادی پایان داد. اتفاقاً گاندی نه تنها خود را درگیر امر سیاسی می کند بلکه همه را مسئول می داند که با توجه خود به هر گونه سلطه و سوء استفاده پایان دهند.
گاندی برای اینکه «سیاست» مورد نظرش تحقق یابد می گوید می بایست از وضع حاضر امرسیاسی به سمت «سیاست دارمیک»( Dharmic) حرکت کنیم. منظور گاندی از دارمیک این است که در صحنۀ سیاسی می بایست از هر گونه فرقه گرایی(Sectarianism) و آشناسالاری اجتناب نمود.
گاندی چه در اندیشۀ مذهبی و چه در اندیشۀ سیاسی خود هرگز جزم گرا نبود.
در جریان انقلاب هند، گاندی همواره از سیاست عدم خشونت پیروی کرد. وی عقیده داشت که باید برای مبارزه با هر چیزی از ضد آن بهره برد. برای ننونه، در برابر سیاهی، سپیدی و در برابر تاریکی، روشنایی قرار دارد و به همین ترتیب در برابر خصونت، محبت قرار می گیرد و این منطق اساس سیاست موسوم به ساتیاگراها شد که اندیشه محوری در مبارزات ضد استعماری ملت هند گردید.

@politicalculture