پایان قدرت و ثروت!.. اسکندر مقدونی در سی و سه سالگی در گذشت

پایان قدرت و ثروت!

اسکندر مقدوني در سي و سه سالگي در گذشت. روزي که او اين جهان را ترک ميکرد مي خواست يک روز ديگر هم زنده بماند، فقط يک روز ديگر، تا بتواند مادرش را ببيند. آن 24 ساعت فاصله اي بود که بايد طي مي کرد تا به پايتختش برسد...

اسکندر از راه هند به يونان بر مي گشت و به مادرش قول داده بود وقتي که تمام دنيا را به تصرف خود درآورد، باز خواهد گشت و تمام دنيا را يکپارچـه به او هديه خواهد کرد. بنابراين اسکندر از پزشکانش خواست تا 24ساعت مهلت براي او فراهم کنند و مرگش را به تعويق اندازند.
پزشکان پاسخ دادند که کاري از دستشان بر نمي آيد و گفتند که او بيش از چـند دقيقه، قادر به ادامه زندگي نخواهد بود.
اسکندر گفت: "من حاضرم نيمي از تمام پادشاهي خود را، يعني نيمي از دنيا را در ازاي فقط 24 ساعت بدهم!"
آنها گفتند: "اگر همه دنيا را هم که از آن شماست بدهيد ما نمي توانيم کاري براي نجاتتان صورت بدهيم، این امري غير ممکن است..."
آن لحظه بود که اسکندر بيهوده بودن تمامي کوششهايش را عميقاً درک کرد، چون با تمام داراييش که کل دنيا بود نتوانست حتي 24 ساعت را بخرد...
سي و سه سال از عمرش را به هدر داده بود براي تصاحب چـيزي که با آن حتي قادر به خريدن یک روز اضافه هم نبود...

از قناعت هیچکس بی جان نشد
از حریصی هیچکس سلطان نشد

@politicalculture