گامی به سوی دوستی و زندگی متعالی شهروندی در جامعه ایرانی با رعایت قوانین و مقررات دولت ج. ا. ایران
فقط بعضی از زنهای اروپایی هستند که ما حق شناختنشان را داریم و باید همیشه همانها را بشناسیم، آنهایی را که فیلمها و مجلهها و تلوی
فقط بعضی از زنهای اروپایی هستند که ما حق شناختنشان را داریم و باید همیشه همان ها را بشناسیم، آنهایی را که فیلم ها و مجله ها و تلویزیون های جنسی و رمان های جنسی به ما نشان می دهند،
.
حق نداریم...
آن دختر اروپایی را بشناسیم که از ۱۶ سالگی به صحرای نوبی، به آفریقا، به صحرای الجزایر و استرالیا می رود و تمام عمرش را در آن محیط های وحشت و خطر و بیماری و مرگ و قبایل وحشی می گذراند و شب و روز، در جوانی و کمال و پیری، درباره ی امواجی که از شاخک های مورچه فرستاده می شود و شاخک های دیگر آن امواج را می گیرند، کار می کند و چون عمر را به پایان می برد، دخترش کار و فکر او را دنبال می کند و این نسل دوم زن اروپایی، در سن ۵۰ سالگی به فرانسه باز می گردد و در دانشگاه می گوید: «من سخن گفتن مورچه را کشف کرده ام و بعضی از علایم مکالمه ی او را یافته ام».
حق ندارم...
مادام "گواشن" را بشناسیم که تمام عمر را صرف کرد تا ریشه ی افکار و مسایل فلسفی حکمت بوعلی و ابن رشد و ملاصدرا و حاجی ملاهادی سبزواری را در فلسفه ی یونان و آثار ارسطو و دیگران پیدا کرد و با هم مقایسه نمود و آنچه را حکمای ما از آنها گرفته اند نشان داد و آنچه را بد فهمیده اند و بد ترجمه کرده اند در طی هزار سال تمدن اسلامی، تصحیح نمود.
حق نداریم...
مادام "دولاویدیا"ی ایتالیایی را بشناسیم که یک کارش تصحیح و تکمیل کتاب «نفسانیات» ابوعلی سینا است از روی نسخه ی متن رساله ی نفس ارسطو در زبان یونانی قدیم...
حق نداریم...
دوشیزه "میشن" را بشناسیم که در اشغال پاریس به وسیله ی نازی ها، از سنگر «نهضت مقاومت فرانسه»، ضربه هایی چنان کاری بر ارتش هیتلری زد که دو بار، غیابی به مرگ محکوم شد.....
@politicalculture