دلیل موفقیت انسان‌ها. از دید نادرشاه

دلیل موفقیت انسان‌ها
از دید نادرشاه

📚نادر شاه ڪبیر در حال قدم زدن در باغش بود ڪه باغبان خسته و ناراضی نزد وی رفت و گفت: پادشاه فرق من با وزیرت چیست؟! من باید این‌گونه زحمت بڪشم و عرق بریزم ولی او در ناز و نعمت زندگی می‌ڪند و از روزگارش لذت می‌برد! نادر شاه ڪمی فڪر ڪرد و دستور داد باغبان و وزیرش به قصر بیایند.
هردو آمدند و نادر شاه گفت: در گوشه‌ی باغ گربه‌ای زایمان ڪرده، بروید و ببینید چند بچه به دنیا آورده! هردو به باغ رفتند و پس از بررسی نزد شاه برگشتند و گزارش خود را اعلام نمودند.
ابتدا باغبان گفت: پادشاها من آن گربه‌ها را دیدم، سه بچه گربه زیبا زایمان ڪرده.
پس نوبت به وزیر رسید، وی برگه‌ای باز ڪرد و از روی نوشته‌هایش شروع به خواندن ڪرد: پادشاها من به دستور شما به ضلع جنوب غربی باغ رفتم و در زیر درخت توت آن گربه سفید را دیدم، او سه بچه به دنیا آورده ڪه دوتای آن‌ها نر و یڪی ماده است، نرها یڪی سفید و دیگری سیاه و سفید است، بچه گربه ماده خاڪستری رنگ است. حدودا یڪ ماهه هستند. من به صورت مخفی مادر را زیر نظر گرفتم و متوجه شدم آشپز هر روز اضافه غذاها را به مادر گربه‌ها می‌دهد و این‌گونه بچه گربه‌ها از شیر مادرشان تغذیه می‌ڪنند. همچنین چشم چپ بچه گربه ماده عفونت نموده ڪه ممڪن است برایش مشڪل‌ساز شود!
نادر شاه رو به باغبان ڪرد و گفت: این است ڪه تو باغبان شده‌ای و ایشان وزیر...
@politicalculture