آشنایی با الکساندر سولژنیتسین …الکساندر سولژنیتسین در کارهای خود ظلم و بیداد کمونیسم شوروی را برای جهانیان فاش ساخت …سولژنیتسین، ک

آشنایی با الکساندر سولژنیتسین


الکساندر سولژنیتسین در کارهای خود ظلم و بیداد کمونیسم شوروی را برای جهانیان فاش ساخت.

سولژنیتسین، که یک همسر و سه پسر از او باقی مانده اند، در ۱۱ دسامبر ۱۹۱۸ بدنیا آمد، و در یک خانواده اورتودوکس روسی بزرگ شد. در نوجوانی کمونیسم را پذیرفت. در سال ۱۹۴۱، زمانی که آلمان نازی به اتحاد شوروی حمله کرد، وارد ارتش شد.

در ۱۹۴۵، پلیس مخفی شوروی او را باتهام "تحریکات و تبلیغات ضد شوروی" دستگیر کرد. سولژنیتسین به هشت سال زندان در یک اردوگاه کار اجباری محکوم شد، و سه سال دیگر را در تبعید در آسیای مرکزی شوروی گذراند. در جریان این دوره بود که بتدریج مارکسیسم - لنینیسم را رها کرد و به مسیحیت ارتودوکس بازگشت.

سولژنیتسین در دوره رهبری نیکیتا خروشچف، از تبعید آزاد شد و با نوشتن داستان بلند "یک روز در زندگی ایوان دنیسویچ" مشهور شد. این کتاب که از تجربه های شخصی خود او الهام گرفته بود، وقایع یک روز در زندگی یک زندانی در یک اردوگاه کار اجباری شوروی را بیان می کند.

سولژنیتسین بعدا کار نگارش کتاب" مجمع الجزایر گولاگ" را آغاز کرد، که در قالب سه داستان از شبکه زندان های کار اجباری شوروی پرده بر می دارد. نوشته های سولژنیتسین او را روز بروز بیشتر با رژیم کمونیستی در تقابل قرار می داد تا آنکه سرانجام در سال ۱۹۷۴ تبعید شد. هرچند " مجمع الجزایر گولاگ" تا پس از فروپاشی اتحاد شوروی در روسیه منتشر نشد، اما بخش ها و نسخه هایی از آن راه خود را به اطراف بازکردند.

آلکساندر سولژنیتسین در سال ۱۹۷۰ برنده جایزه ادبی نوبل اعلام شد، اما نتوانست آنرا تا پس از تبعید در سال ۱۹۷۴ دریافت کند. "حلقه اول" و " جنگ سرطان" از جمله دیگر کتاب های سولژنیتسین است. او در دوره اقامت در آمریکا، کتاب " چرخ قرمز" را که یک نوول تاریخی در باره انقلاب روسیه است تکمیل کرد.

روز ۲۷ ماه مه ۱۹۹۴، سولژنیتسین قادر شد به روسیه باز گردد و در آنجا تا اگوست ۲۰۰۸ که درگذشت به نوشتن ادامه داد.

او گفت : طی یک عمر تجربه، بتدریج برای من روشن شد خطی که خوب را از بد جدا می کند، نه از طریق کشورها می گذرد و نه از بین طبقات یا احزاب سیاسی، بلکه از درون قلب هر انسان عبور می کند

@politicalculture