گامی به سوی دوستی و زندگی متعالی شهروندی در جامعه ایرانی با رعایت قوانین و مقررات دولت ج. ا. ایران
گاو حاج میرزا آقاسی!.. حاج میرزا آقاسی صدراعظم گاومیشی داشت که برخلاف مردم کاملا آزاد و رها بود
گاو حاج میرزا آقاسی!
حاج میرزا آقاسی صدراعظم گاومیشی داشت كه برخلاف مردم كاملاً آزاد و رها بود. هر كجا می خواست می رفت و هر چه می خواست می خورد و احدی حق نداشت مانع او گردد.
این گاو صاحب قدرت برخی اوقات به بازار و محله های مختلف سر می كشید. وقتی وارد بازار می شد به هر دكان و مغازه ای كه می رسید هر چه خوردنی در دسترسش بود می خورد.
مقدار زیادی شیرینی و حلواجات می خورد یا طبق های آنها را به زمین می انداخت. یا كوزه ماست و روغن و تغار پنیر و غیره را می شكست. میوه جاتی كه در سر راه می دید می خورد.
صاحب مغازه هم می ایستاد و حسرت زده به گاو محترم نگاه می كرد و جرات نداشت كه او را بزند یا برای حفظ اموال خود گاومیش را دور كند.
باید منتظر می ماند تا گاومیش خود حوصله اش سر رود و از مغازه دور شود. كسی هم حق شكایت و اعتراض نداشت. از همین رو وقتی سر و كله گاو صدراعظم از دور پیدا می شد كسبه یكدیگر را خبر می كردند و هر كس در بیرون مغازه چیزی داشت فوری آنها را جمع كرده و از دسترس گاومیش آقا دور می كرد یا به میان مغازه می برد تا پایمال نشود.
اما رفتار این گاو كه در واقع رابطه حکومت با مردم را نشان می داد بالاخره صبر مردم را لبریز كرد و سرانجام عده ای گاومیش را كشتند و مردم را از دست او خلاص كردند. گاو میرزا آقاسی در آن دوره به ضرب المثل تبدیل شد و در ادبیات فولكلور مردم باقی ماند.
@politicalculture