چه کشوری راحت‌تر اهداف خود را محقق می‌نماید؟.. فرازچمنی

چه کشوری راحت تر اهداف خود را محقق می نماید؟

فرازچمنی

هر کشوری در این نظام بین الملل پر هرج و مرج اهدافی را در دو بعد سیاست داخلی و سیاست بین الملل دنبال می کند و آنچه مسلم است، هر یک در پی آن هستند که قابلیت اثرگذاری خود را بر جهان پیرامون ارتقا بخشند.

اگر تجربه و بررسی های تاریخی را ملاک مناسبی برای درک رخدادها و پدیده های روابط بین المللی بدانیم در خواهیم یافت که کشورهای بسیاری توانسته اند با عبور از مراحل توسعه، امروز به یکی از قدرت های بزرگ یا حداقل به یک قدرت اثرگذار در صحنه جهانی بدل شوند و شکی نیست که چنین فرصت هایی برای هر کشوری وجود دارد و چنانچه‌ حساسیت های سایر کشورها و بخصوص دغدغه های امنیتی آنها مورد توجه قرار گیرد، چشم انداز مورد نظر راحت تر محقق خواهد گردید.
من در اینجا به دو عامل مهم یکی در بعد سیاست داخلی و دیگری در بعد بین المللی اشاره می کنم که توجه به این دو نکته در کنار سایر مهارت های دیپلماسی می تواند مسیر دستیابی به اهداف استراتژیک را هموار نماید. این دو عامل، یکی "دموکراسی" است که کشور را از دید سایر بازیگران روابط بین المللی به عنوان یک حامی صلح معرفی می کند، آنگونه که اندیشمندانی چون فوکویاما، جک لوی و کنث والتس به آن توجه داشتند و معتقدند که : " دموکراسی ها همواره از جنگ پرهیز می کنند". پس طبیعی است که دولت های همجوار آنها از چنین همسایه ای احساس آرامش کنند. برای نمونه، اگر بر فرض، کشورهایی چون‌سوئد، اتریش یا ایتالیا به تسلیحات هسته ای دست پیدا کنند، حساسیت چندانی در کشورهای پیرامونی ایجاد نمی کند اما اگر یک کشور آسیایی یا آفریقایی به چنین توانی مجهز شود، قطعا مورد اعتراض نه تنها همسایگان بلکه جامعه جهانی قرار خواهد گرفت.

عامل دیگر، چیزی است که در اصطلاح از آن با عنوان "معضل امنیتی" ( Security dilemma ) نام‌ می برند و آن زمانی است که دولتی برای ارتقای امنیت خود ناخواسته اقداماتی را انجام می دهد که بخصوص دولت های همسایه را نگران می سازد و آنها را ناگزیر می کند که به یک مسابقه تسلیحاتی منطقه ای وارد شوند و حتی بدتر از آن به یک معضل برای امنیت آن کشور بدل شوند.

بنابراین، نتیجه کلی این خواهد بود که پیگیری اهداف بزرگ و استراتژیک یک ضرورت است که‌ در وهله اول ممکن است نزد بازیگران بین المللی حساسیت ایجاد کند،‌ ولی با گذشت زمان و انتقال حس آرامش به کشورهای جهان می توان از موضع گیری ها و نگرانی های آنها جلوگیری کرد، چون‌در غیر این صورت باید به جای تمرکز بر اهداف و برنامه ها وارد چالش و تنش های منطقه ای و بین المللی شد و وقت و انرژی خود را به جای هدف صرف مقابله با کارشکنی قدرت های بزرگ یا کنترل و نظارت های سازمان های بین المللی نمود.


@politicalculture