ما مدرن نشدیم!.. ما مردم پیری هستیم

ما مدرن نشدیم!

ما مردم پیری هستیم. مسخ گذشته، در رویای آینده و بی‌توجه به حال؛ عجیب است در کشوری که خیام می‌زیست مردمی سالها بعد با این جهان بینی زندگی کنند. جامعه ایرانی جامعه‌ی به شدت سنتی است، جامعه‌ایی پیر، که به گونه‌ایی تاریخ بر زندگی‌اش سایه افکنده که تمام افتخاراتش را در پستوهای تاریخ جستجو می‌کند. نوعی جهان‌بینی من درآوردی نسبت به زندگی دارد که بی‌توجه به حال در حال طرح افکنی برای آینده است. یکی از نکات جالب جامعه، تفکر سنتی نسبت به بسیاری از باورها و منطقی انگاشتن آن‌ها است. با وجودی که در مظاهر دنیای مدرن زندگی می‌کند اما فاقد تفکر مدرن است. از این‌ها جالب‌تر رفتار پست‌مدرنیستی است که نسبت به برخی مفاهیم در پیش گرفته، جامعه در حال تولید نوعی نگاه کمدی و گاهی آمیخته با طنز نسبت به هر مقوله‌ایی است حتی زلزله، که وقتی اتفاق می‌افتد بلافاصله عده‌ایی آن را موضع شوخی قرار می‌دهند. مشکل چنین جامعه‌ایی که بدون تجربه‌ی تفکر مدرن وارد جهان پست‌مدرنیستی شده، بازی با مظاهر آن است. امروز جامعه ایران بیشتر تحت تاثیر رسانه است و بیشترین تاثیر را رسانه‌های مجازی در نبود رسانه‌های مستقل بر تفکر جامعه دارند و البته این رسانه‌های مجازی در رقابت با یکدیگر برای تولید اخبارِ جذاب هیچ محدودیتی برای خود قائل نیستند. برای همین تا می‌توانند اخبار را جذاب‌تر پخش می‌کنند. چنین جامعه‌ایی که تفکر خود را تحت تاثیر رسانه قرار می‌دهد بیشتر تبدیل به توده‌هایی می‌شود که با پر کردن فضاهای جامعه تبدیل به صدای واحدی می‌شوند که به مرور حالت کمی خود را تعیینی کیفی می‌کنند. این توده‌ایی شدن جامعه را در بسیاری از مسائل می‌توان دید. در بسیاری از اتفاقاتِ جامعه حتی قشر به اصطلاح تحصیل کرده چنان وارد بازی از پیش تعیین شده و غرق در اجرای نقش‌شان می‌شوند که گویی این رفتارها خود حقیقت است غافل از این‌که همه‌چیز از پیش برای آن‌ها در قالب‌هایی مشخص، تعیین شده است.

سامان پارسی

@politicalculture