اروپا به کدام افق می‌نگرد!؟.. فرازچمنی

اروپا به کدام افق می نگرد!؟

فرازچمنی

بدون هیچ شکی، پیشتازی و استقبال اروپاییان از برجام و سپس اصرار آنان بر تداوم آن علی رغم خروج آمریکا از این توافق نه منافع کوچک یا کوتاه مدت ناشی از چند شرکت یا سرمایه گذار اروپایی بلکه چه بسا پتانسیل بزرگ سرزمینی و انسانی ایران است که از نقطه نظرهای اقتصادی، دفاعی و ژئواستراتژیکی جذاب به نظر می آید و تلاش برای حفظ روابط و تعامل با ایران می تواند در راستای چشم اندازی تلقی شود که روزی این پتانسیل عظیم سرزمینی در پشتیبانی تلاش برای افزایش و گسترش اقتدار اروپایی قرار گیرد.
البته پرداختن به جزییات بیشتر موکول به نوشتاری دیگر می گردد ولی در این یادداشت ضروری دیدم که به چند ویژگی برجسته کشور ایران که آن را برای اتحادیه اروپا جذاب می نماید اشاره کنم، باشد که اهمیت آن مورد توجه قرار گیرد و حتی اساس شکل گیری افق مشترکی برای همکاری های ایرانی-اروپایی باشد:

۱- با گسترش حوزه اتحادیه اروپا به قفقاز و حوزه کاسپین، ایران در مجاورت سرزمینی با اروپا قرار می گیرد و یک فرصت بهره برداری دوجانبه از حیث سرزمینی برای ایران و اروپا فراهم می گردد که در صورت انعقاد یک پیمان ایرانی- اروپایی، مسیر دستیابی به دریای سیاه و سپس تعامل با جوامع و بازارهای اروپایی و حضور و دسترسی به حوزه های مدیترانه و آتلانتیک برای ایران فراهم می گردد. در مقابل، اتحادیه اروپا هم می تواند بواسطه ایران حضور در منطقه استراتژیک خلیج فارس و حتی فراتر از آن، اقیانوس هند را تسهیل نماید.

۲- ایران دومین کشور جهان از نظر برخورداری از منابع گازی و همجنین نفت و سوخت های فسیلی است و گذشته از آن به عنوان یک منبع مهم و بزرگ انواع انرژی ها و از جمله انرژی خورشیدی شناخته شده است که گفته می شود قابلیت تامین انرژی کل جهان را نیز داراست. بدون شک اتصال به چنین سرمایه بزرگی می تواند جهش بزرگی را در جریان صنعت و اقتصاد اروپا ایجاد نماید.

۳- به طور بدیهی جضور نزدیک تر اروپا به بازارهای آسیایی امکان رقابت بهتری را برای تولیدات اروپایی و کاهش انحصار تجارت چینی یا هندی فراهم می کند.

۴- به طور بدیهی، در چنین تعامل بزرگ اقتصادی، سرمایه گذاری های خارجی به طور عمده بوسیله کمپانی های اروپایی جدی و ضروری می شود و این گرایش، آثار رونق و توسعه اقتصادی و امکان تبادل دانش و تکنولوژی را خواه ناخواه برای ایران نمایان خواهد ساخت.

۵- از نقطه نظر فرهنگی نیز ایران نخستین تمدن بشری و به همین ترتیب نخستین تمدن هندواروپایی است و این هم ریشگی نژادی می تواند یک عامل امیدبخش برای اروپاییان برای رسیدن به یک هویت مشترک با ایرانیان تلقی گردد.

۶- پیوند سرزمینی، گذشته از اهمیت اقتصادی از بعد نظامی و دفاعی نیز حائز اهمیت است و بی تردید امکان رشد و افزایش قدرت استراتژیک در محدوده سرزمین های هم پیمان را در مناطق استراتژیک انکارناپذیر می سازد.

اگر به ماهیت توافق موسوم به برجام بنگریم این حقیقت را خواهیم یافت که در نهایت با یک تاخیر تاکتیکی، راه ایران برای کسب توانمندی بیشتر و در کنار آن امکان تعامل بخصوص با اروپا فراهم گردیده است و همانطور که گفته شد، دور از ذهن هم نیست که اروپاییان در اندیسه دستیابی به یک نزدیکی هویتی با ایران ولو در یک چشم انداز بلندمدت باشند....

@politicalculture