یک خاطره زیبا از جلال طالبانی

یک خاطره زیبا از جلال طالبانی

زمانی که مام جلال در کوهای کردستان مشغول مبارزه علیه رژیم بعثی بود نامه ای با یک تسبیح از جانب صدام حسین دریافت می کند . با این مضنون که چون در کوهای کردستان بیکار نشسته ای این تسبیح را برایت فرستادم تا با آن تسبیحات بگویی و برای آخرتت مغفرت بطلبی...
بعد از سالها مبارزه و ساقط شدن رژیم بعث مام جلال بر صندلی ریاست جمهوری عراق تکیه می زند.

می گویند روزی به دیدار صدام در زندان می رود و تسبیح را به او نشان می دهد و می گوید این تسبیح را یادت می آید؟زمانی که تو فکر میکردی من بیکارم در حالی که نقشه مبارزه با رژیم بعث را می کشیدم ولی حالا فکر می کنم بیکار ترین فرد امت اسلام تو باشی و می دانم به این تسبیح نیاز داری بیا با این تسبیح برای آخرتت طلب مغفرت کن!.

روحش شاد و یادش گرامی🌹