گامی به سوی دوستی و زندگی متعالی شهروندی در جامعه ایرانی با رعایت قوانین و مقررات دولت ج. ا. ایران
ما گرفتار بیماری بی تفاوتی شدهایم چون ….. به راستی چرا ما چنین بی تفاوت شدهایم؟
ما گرفتار بیماری بی تفاوتی شده ایم چون ...
بی تفاوتی، بی خیالی، شانه بالا انداختن و گذشتن از کنار مسائلی که به آنها مبتلاییم. به راستی چرا ما چنین بی تفاوت شده ایم؟ هیچ چیز برایمان مهم نیست! تا کجا می توان ایستاد و تماشا کرد. آیا همیشه من مشاهده گر خواهم بود. آیا همیشه در میان روزنامه ها و خبرگزاری ها اخبار گرسنگی و بی خانمانی برخی آدم ها را می شنويم و راحت رد می شویم؟ آیا ما به راستی انسان هستیم زمانی که به یک آهنگ ملایم گوش می دهیم و به صندلی تکیه داده ايم خبر خودسوزی یک انسان را می خوانيم؟
پدیده ای مانند بی تفاوتی اجتماعی، بیانگر بی احساسی، بی میلی و به عبارت بهتر نوعی افسردگی اجتماعی (social depression) است. بی تفاوتی در جامعه نوعی بیماری اجتماعی شناخته می شود همانگونه که در نقطه مقابل آن، هرگونه اعتنای اجتماعی و نوع دوستی در حیات فردی و اجتماعی، نشانه پویایی و سلامت اجتماعی (social health) است.
خوب راه حل؟
شاید پر رنگ کردن اشتراکات بتواند راه علاجی باشد. اما چه چیزی می تواند به معنای واقعی نقطه اشتراک ما باشد؟ اگر مبنا را بر مشترکات تاریخی بگذاریم، قومیت ها، نژادها و زبان های مختلف، تفاوت های مذهبی، آراء متکثر سیاسی، دگرگونی های کاملا مشهود بین نسلی مانع از انسجام در هویت بر مبنای مشترکات تاریخی می شود.
هر چند نمی توان قدرت گذشته (تاریخ و هویت ملی) را نادیده گرفت، اما به نظر می رسد نقاط مشترک ما باید از جنس آینده باشد.
چشم اندازها و تصاویر مشترک از آینده، شاید پلی باشد برای عبور از بی تفاوتی اجتماعی به اعتنای اجتماعی. جامعه ای که یک تصویر مشترک جمعی دارد و بداند که همه سوار یک قایقند، می تواند تعصبات قومی، نژادی، مذهبی را کنار بگذارد.
جان کلام؛ آینده مشترک می تواند حس خفته"همسرنوشتی" را در ما ایجاد کند و از مشاهده گری بی خیالانه به کنش گری مسوولانه حرکت کنیم.
نقل از: کانال تفکر سیستمی
@politicalculture