گامی به سوی دوستی و زندگی متعالی شهروندی در جامعه ایرانی با رعایت قوانین و مقررات دولت ج. ا. ایران
نشانههای اصلی محیط کاری سمی و ناسالم!
نشانه های اصلی محیط کاری سمی و ناسالم!
یک مدیر کارآمد، توانایی این را دارا است تا شرایط را طوری برای کارمندان خود آماده کند که آنها با آرامش و امنیت خاطر تنها روی کار خود و وظایفی که به آنها محول شده تمرکز کنند نه مسائل حاشیهای . اگر تمرکز مدیر شما بهتنهایی روی این است که کارمندان چه کار اشتباهی انجام میدهند، احتمالاً شما برای یک شرکت سمی کار میکنید. برای اکثر افرادی که شاغل هستند زمانهایی بهوجود میآید که نیاز دارند محیط کار خود و افرادی که با آنها کار میکنند را ارزیابی کنند و به این نتیجه برسند که آیا وضعیت فعلی به مسیر شغلییی که مدنظرشان است آسیب میرساند یا در شرایط بدتر، حتی سلامتی جسم و روحشان را نیز تهدید میکند یا خیر.
ری ویلیامز ، در کتاب خود تحتعنوان Eye of the Storm: How Mindful Leaders Can Transform Chaotic Workplaces مشخصات یک محیط کار سمی و ناسالم و نقش مدیران ناکارآمد در ایجاد چنین محیطی را توضیح داده است که از دید وی محیطهای ناسالم به ۷ طریق خود را آشکار میکنند که عبارتند از:
۱. پاداشی در کار نیست مگر ...!
مدیریت بیشتر روی این مسئله که کارمندان چه کار اشتباهی انجام میدهند تمرکز کرده و هرزگاهی بازخورد مثبت به کارهایی که درست انجام شدند نشان میدهد و اکثر پاداشها برای بهترین فرد است و برای بقیه افراد حتی خبری از یک پیام تشویقکننده در کار نیست!
۲. بروکراسی ناخوشایند و تشریفات اداری افراطی!
برای انجام و اتمام کارها، سطحهای زیادی برای تصویب و تأیید وجود داشته باشد و مدیران مافوق روی ریزترین مسائل کاری پرسنل زیردست خود اظهارنظر میکنند (برای آشنایی بیشتر با اهمیت مدیران در موفقیت یا شکست یک سازمان، توصیه میکنیم به مقالهٔ اهمیت مدیران میانی در موفقیت سازمانها و استارتاپها مراجعه نمایید).
۳.وقتی فاکتورهای اصلی نادیده گرفته شود!
تنها روی فاکتورهایی مانند سود شرکت، موفقیت در رقابتها و کاهش هزینه تمرکز شده و عوامل مهم دیگر -همچون سلامت پرسنل و انگیزهٔ ایشان- نادیده گرفته میشوند.
۴. حرف، حرف من است چون ..!.
برای اکثر افراد اتفاق افتاده است که در شرایطی حق با آنها بوده اما به دلیل اینکه طرف مقابلشان به هر نحوی قدرت بیشتری دارد -مثلاً تجربه، سمت و گاهی سن بیشتر- نتوانستهاند حق خود را بگیرند.
۵. توجه نکردن به اهمیت «انسان بودن»!
بهجای آنکه منابع انسانی بهعنوان سرمایه و دارایی باارزش تلقی شود، به آنها بهعنوان شیٔ و یا هزینه نگاه میشود و توجه کمی به خوشحالی و حسوحال خوب کارمندان میشود و مدیر برای کارمندان خود همدلی و شفقت کمی نشان میدهد؛ درنتیجه، کارمندان با استرس شدید، کارگریزی، نداشتن انگیزه، فشار روحی و بیمیلی به کار روبهرو میشوند.
۶. رقابتهای داخلی سازمان!
کارمندان به دلیل سیستم ارزیابی داخلی شرکت باید با یکدیگر رقابت کنند و بهجای تمرکز روی اجرا و کارآیی کل تیم، روی نمایش میزان تواناییهای فردی و کارآیی خود متمرکز شوند.
۷. توجه نداشتن به تعادل بین زندگی و کار !
زندگی شخصی یا زندگی خانوادگی کارمندان باید وقف شغل آنها شود؛ کار بیش از حد ۵۰ ساعت به بالا در هفته، زمان بسیار کم و گاهی نداشتن زمان برای تعطیلات و در دسترس بودن شبانهروزی برای مسائل کاری باعث ایجاد محیطی سمی میشوند.
@politicalculture