دیوارهای دور دانشگاه‌ها یک نماد است!؟

دیوارهای دور دانشگاه‌ها یک نماد است!؟

تقریبا در تمامی کشورهای توسعه‌یافته هیچ دیواری دورتادور دانشگاه‌ها نیست. دیواری نیست تا هر شهروند بتواند وارد این محیط شود؛ هر شهروند علاقمندی بتواند در سطحی حداقلی در رویدادهای دانشگاهی شرکت کند.

نبود این دیوارها منجر به شکل‌گیری سنت‌هایی نیز شده است. سنتی که در آن، در روزهای معینی دانشگاه پذیرای شهروندان عادی است. رویدادی که در آن دانشکده‌های مختلف تلاش می‌کنند تا مخاطبان بیشتری برای خود جذب کنند. رویدادی که در آن اساتید معروف دانشگاهی گاه در حال گریل کردن مشغول صحبت با مخاطب خود هستند. رویدادی که در آن تلاش می‌شود تا به افراطی‌ترین حالت ممکن شهروندان عمومی با نهاد دانشگاه آشنا شوند.

برخی از دانشگاه‌ها در زمان پیش از شروع سال تحصیلی پذیرای دانش‌آموزانی هستند، که سعی در انتخاب رشته دارند. دانش‌آموزانی که به صورت گروهی یا فردی در رویدادهای خاصی به دانشکده‌های مختلف بروند و از راهنمایی دانشجویان داوطلب، بهره گیرند.

فقدان دیوار اما ویژگی‌های دیگری نیز دارد. فقدان دیوار یعنی فقدان فاصله میان یک نهاد نخبگانی با جامعه‌ی عمومی! فقدان دیوار یعنی فهم متقابل! یعنی ادراک مشترک!

دیوارهای دور دانشگاه‌های ما در کشور، نماد جداسازی دانشگاه از جامعه و نماد جداسازی مسیر علم از مسیر جامعه است! شاید باید بیش از پیش نسبت به این دیوار حساس باشیم و زشتی این نرده‌ها و دیوارها را درک کنیم!

فاصله‌ی ما تا نهاد دانشگاهی واقعی، فاصله‌ی ما تا دانشگاه‌های بدون دیوار است!

نویسنده:امیر ناظمی
@politicalculture