گامی به سوی دوستی و زندگی متعالی شهروندی در جامعه ایرانی با رعایت قوانین و مقررات دولت ج. ا. ایران
آیا صف بندی جدیدی از قدرتهای جهانی شکل میگیرد؟.. فراز چمنی
آیا صف بندی جدیدی از قدرت های جهانی شکل می گیرد؟
فراز چمنی
با روی کار آمدن ترامپ و رخدادهای جهانی پس از آن همواره از روسیه و نقش این کشور چه در موضوعات سیاست داخلی آمریکا و چه در مسائل بین المللی یاد می شود و روابط کنونی روسیه و آمریکا در جایی بر مبنای رقابت و در جایی نیز بر اساس همکاری تبیین می شود.
با نگاهی به سیر روابط آمریکا و روسیه در یک سال اخیر متوجه خواهیم شد که بر خلاف آنجه در ظاهر امر به نظر می رسد، گذشته از مساله اوکراین و شبه جزیره کریمه و مسائل امنیت حوزه اروپایی، هر دو قدرت، هم با تهدیدهایی مواجهند و هم علائق مشترکی دارند که ایجاب می کند همکاری های استراتژیک خود را گسترش دهند. شاید این موضوع جلوه ای از چگونگی مدیریت جهانی توسط قدرت های بزرگ بر اساس توازن قدرت در یک سیستم بین المللی چند قطبی باشد.
در زمامداری های پیشین آمریکا و تمایل آنها به کسب هژمونی و رهبری جهانی، روس ها امنیت خود را در خطر می دیدند تا جایی که در کنار چین دست به ابتکار پیمان شانگهای زدند بلکه از توسعه طلبی غرب و پیمان ناتو به سوی شرق جلوگیری نمایند. اما با روی کار آمدن ترامپ، موضوعات دیگری هم در جهان مطرح شده اند که می توانند آمریکا و روسیه را در کنار یکدیگر قرار دهند، از جمله مسائل مشترکی که دو قدرت جهانی به عنوان مسائل مشترک بر آن تمرکز دارند، چند نمونه مهم آن قابل ذکرند:
۱- ثبات و امنیت خاورمیانه و جلوگیری از رشد هر شکل از رادیکالیسم و بخصوص رادیکالیسم مذهبی که از قرار معلوم هر دو قدرت از جانب جریان های وهابی و سلفی نظیر القاعده و داعش و تاثیر تروریسم ناشی از آن بر سرزمین های خود نگران هستند
۲-ایجاد موازنه منطقه ای در حوزه خاورمیانه میان کشورهای غیر عرب و عرب منطقه ( شاید حمایت تلویحی روسیه و آمریکا از تشکیل دولت کردستان هم در این راستا باشد)
۳- نگرانی از گسترش تهدید هسته ای کره شمالی در جوار سرزمین های روسیه و آمریکا
۴- نگرانی از توسعه طلبی چین در حوزه های پاسیفیک و اقیانوس هند که بخصوص تحرکات فرا سرزمینی آمریکا و روسیه را در حوزه های یاد شده محدود می نماید.
۵- هدف چین برای توسعه نفوذ به سوی سرزمین های غربی تر سبب پیوندهای استراتژیک چین و پاکستان گردیده است و پاکستان به منزله کریدوری است که گذشته از اهمیت اقتصادی آن برای تجارت چینی، زمینه های حضور فعال چین در دریای عمان، خلیج فارس و بالاخره پشتیبانی ناوگان احتمالی خود را در اقیانوس هند فراهم می کتد. لذا پاکستان و چین اتمی در کنار یکدیگر موجب بر هم خوردن توازن به زیان هند به عنوان همکار استراتژیک آمریکا و روسیه می گردد و خواه ناخواه آمریکا و روسیه به یکدیگر نزدیک می گردند.
بنابراین، انتظار می رود که در مناطق یاد شده که بخش عمده جهان کنونی ما را در بر می گیرد شاهد همسویی و همکاری قوی تر روسیه و آمریکا باشیم. کما اینکه در قضیه سوریه فرآیند صلح سازی روند بهتری را طی می کتد و مذاکرات با نظر مساعد دو قدرت در سوچی و ژنو پیش می رود، ترکیه و دولت های اروپایی باب همکاری و مذاکرات سازنده با روسیه را با اشتیاق بیشتری ادامه می دهند و سازمان های اطلاعاتی و امنیتی آمریکا و روسیه همکاری های هدفمندی (نظیر مقابله با اقدامات تروریستی اخیر در سن پترزبورگ روسیه) را آغاز نموده اند.
بدیهی است مادامی که تهدید کره شمالی، تروریسم ناشی از هر گونه افراط گرایی و بالاخره نگرانی از توسعه طلبی چین ادامه یابد، انتظار می رود آمریکا و روسیه و حتی قدرت های اروپایی به یکدیگر نزدیک تر گردند، بلکه توازن قدرت جهانی را که در واقع دکترین سیاست خارجی آمریکا در دوره ترامپ تلفی می گردد، حفظ نمایند.
۲۸ آذر ۱۳۹۶
@politicalculture