گامی به سوی دوستی و زندگی متعالی شهروندی در جامعه ایرانی با رعایت قوانین و مقررات دولت ج. ا. ایران
پکن با طرح ۱+۱۶، اروپای شرقی و مرکزی را از غرب جدا میکند. حیاط خلوت چین در اروپا
پکن با طرح ۱+۱۶، اروپای شرقی و مرکزی را از غرب جدا میکند
حیاط خلوت چین در اروپا
نیویورکتایمز خبر داد که ردپای نفوذ چین در جهان این بار به اروپا رسیده و جمهوری چک را به حیاط خلوت خود تبدیل کرده است. این گسترش دامنه نفوذ در چارچوب طرحی که اصطلاحا ۱+۱۶ نامیده میشد؛ انجام شده است. چین در تلاش است در چارچوب این طرح چندین کشور اروپای شرقی و مرکزی را با خود همراه سازد و این مناطق را به پاتوق سیاسی پکن تبدیل کند. توسعه همکاریها از سال ۲۰۱۶ به این سو با پراگ آنچنان بوده است که میتوان گفت چک همچون دوران جنگ سرد دوباره به بزرگترین سد در برابر لیبرال دموکراسی تبدیل شده است.
چین که بهدنبال تاخت و تازهای بیشتر بود طرحی را شروع کرد که اصطلاحا ۱+۱۶ نامیده میشد؛ تلاش برای توسعه همکاری با چندین کشور اروپای شرقی و مرکزی. این منطقه به پاتوقی برای چین تبدیل شد تا آنچه را میتوانست به این منطقه بدهد؛ مانند دسترسی به تکنولوژی سیستم فوقالعاده سریع ریلی«شی» که بعدها اروپای شرقی و مرکزی را در طرح «یک کمربند، یک جاده» هم گنجاند؛ طرحی جاهطلبانه برای توسعه پیوندهای اقتصادی و دیپلماتیک از طریق پروژههای زیرساختی در اطراف و اکناف جهان. نفوذ چین در اروپا درحالحاضر آشکار است. یونان سال گذشته یک بیانیه اتحادیه اروپا را در سازمان ملل متحد بهدلیل انتقاد از وضعیت حقوق بشر چین بلوکه کرد. یونان و مجارستان هم تلاش کردند بیانیه سال ۲۰۱۶ اتحادیه اروپا در مورد دریای چین جنوبی را ملایمتر کنند. اما برای «زمان»، این مغازله اساسا باید از اول شروع شود. چکسلواکی سابق، چین کمونیست را در سال ۱۹۴۹ به رسمیت شناخت اما اختلاف میان مسکو- پکن آنها را از هم جدا نگه میداشت. جمهوری چک پساشوروی- که سرکوب خشونتبار ۱۹۶۸ شوروی در مورد تلاشهای اصلاحی در پراگ و استیلای بعدی کمونیستها را به یاد میآورد – انگیزهها و دلایل مشترکی با منتقدان پکن یافت. واسلاو هاول، فعال ضدکمونیست و نخستین رهبر کشور پس از سقوط دیوار برلین، دالایی لاما را برای بازدیدی دولتی از پراگ در سال ۱۹۹۰، دعوت کرد و موجب خشم چین شد. او نوشت: «ارعاب، مبارزات تبلیغاتی و سرکوب جایگزینی برای گفتوگوی منطقی نیستند.»
چینیها جسور شدهاند. جاهطلبیهای جهانی چین به این معناست که این کشور با استفاده از پول، معاملات تجاری و دیگر انگیزهها میکوشد تا قدرت خود را در خارج توسعه دهد. این چشمانداز میتواند در دنیایی که واشنگتن بهطور روزافزونی درحال بریدن از آن است و اروپا هم درگیر مشکلات خود است، جذابیت زیادی بیابد. اما پیوندهای تنگاتنگ با چین به معنای حساسیت بیشتر به یک سیستم سیاسی مبهم است که در آن تصمیمات پشت پرده گرفته میشود. محرک سرمایهگذاری میتواند سیاست باشد، نه اقتصاد و این میتواند به «فیل سفید گرانقیمت» منجر شود [ریشه واژه «فیل سفید» به سال ۱۸۵۱ بازمیگردد که شاه کشور سیام، یکی از فیلهای مقدس سپید موی را به یکی از درباریان هدیه داد. این هدیه که به ظاهر مایه سرافرازی و افتخار بود در واقعیت امر به مصیبتی برای فرد دریافتکننده هدیه تبدیل شد؛ چراکه هزینه نگهداری و مراقبت درست از فیل، فرد را خانهخراب میکرد. پروژههای فیلسفید بیش از آنکه پدیدهای اقتصادی باشند، مبنای سیاسی دارند. برخی سیاستمداران وجود دارند که از این پروژهها برای راضی نگهداشتن هواداران خویش استفاده میکنند. در ادبیات اقتصاد سیاسی، فیلسفید به آن دسته از پروژههای سرمایهگذاری گفته میشود که گران بهدست میآیند؛ ولی کممصرف و بیفایده هستند]. در جمهوری چک، ناپدید شدن ناگهانی «یی»، موجب شگفتی رهبران کشور شد. آنها نمیتوانستند بفهمند که چرا این اتفاق برای کسی رخ داده که ظاهرا پشتوانه دولت را در پس خود داشت. آنها [مقامهای چینی] او را مجبور نکرده بودند که پول خود را برای انجام معاملات سنگین در چک یا جاهای دیگر خرج کند.
@politicalculture