اندر حکایت آموزش و پرورش ما و آمریکا!

اندر حکایت آموزش و پرورش ما و آمریکا!


چندسال پیش در امریکا طرحی پیشنهادشد که مدارس غیر انتفاعی تاسیس شود. این طرح هنوز در مراحل اولیه خود بودکه با موج عظیم مخالفت جامعه متخصصین مواجه شد.

کشمکش وبحث وجدل بالا گرفت واجرای طرح برای همیشه لغو شد. اما دلایل متخصصین وجامعه علمی چه بود؟

آنها ادعا داشتند که زیربنای ترقی وپیشرفت هر کشور آموزش وپرورش آن است و اگر این امر آلوده به مسائل مادی ومنفعتی سودجویان همیشه در کمین شود، پسروی جامعه شروع خواهد شد و دیگر آموزش در حاشیه قرار خواهد گرفت.

شاید ظواهر قضیه برای جلب رضایت اولیا حفظ شود ولی همواره سایه منافع مادی، آموزش را تحت تاثیر قرار خواهد داد.

فرآیند آموزش فقط در سایه رقابت وسخت گیری هدفمند قابل اجراست .
انها معتقد بودند اگر ثروتمندان وفقرا توسط این مدارس جدا شوند، اعتماد به نفس افراد ضعیف جامعه از بین خواهد رفت و طیف وسیعی از استعدادها هرز خواهد رفت و در نتیجه آمریکا باید قیدابرقدرتی دنیا را برای همیشه بزند.

در هیچ جامعه پیشرفته ای مدرسه غیرانتفاعی، تیزهوشان ونمونه وجود ندارد. تمام این مدارس واین نوع غربال کردن ها، جامعه را صدها سال به عقب برخواهد گرداند و رقابت بی معنی می شود.
القای حس تیزهوش بودن ,ثروتمند بودن,نمونه بودن ونهایتا القای حس فقیر بودن ودر عین حال خنگ وبی ادب بودن برای دانش آموزان مدارس دولتی سمی مهلک برای جامعه ایران است.

@politicalculture