توسعه سیاسی در اندیشه هانتینگتون- بخش دوم.. فرازچمنی

توسعه سیاسی در اندیشه هانتینگتون- بخش دوم

فرازچمنی

بنابراین هانتینگتون عقیده دارد که بسیج سیاسی باید نهادینه شود. در این باره نیز وی نکته مهمی را در قالب یک طبقه بندی از انواع طرز حکومت بیان می کند که مبتنی بر رابطه "نهادینه سازی" و " بسیج سیاسی" است و نشان می دهد که این رابطه بسیار حساس و مهم است و الزاما" هر نوع رابطه ای منجر به توسعه سیاسی نمی شود:

ا- طرز حکومت اولیه: در عهد قدیم مرسوم بوده و مبتنی بر ساختارها و دستگاه های ساده و اندک ( نهادینه سازی ابتدایی) و میزان بسیج و مشارکت محدود مردم است. مانند مکان هایی که مردم عریضه های خود را به شاه یا خلیفه می دادند.

۲- طرز حکومت محصور: که در آن نهادها و ساختارهای به ظاهر برای مشارکت مردمی فراوانند ولی مشارکت در سطح پایین و ضعیفی اتفاق میفتد. مانند بسیاری از رژیم های ریاست جمهوری مادام العمر در کشورهای عربی که ضمن برخورداری از قانون اساسی، پارلمان، انتخابات و حتی احزاب سیاسی، مشارکت مردم در تصمیم گیری های سیاسی بسیار ضعیف است.

۳- طرز حکومت فاسد: به معنای مشارکت سیاسی بالا ولی کمبود نهادهای قانونی مشارکت مردمی است. این در واقع بیان یک جامعه پر هرج و مرج است که مشارکت در تصمیم گیری به قدرت نفوذ گروه های اجتماعی، زد و بند و رابطه و تهدید و تطمیع، ......و در یک کلام شیوه های مافیایی بستگی دارد.

۴- طرز حکومت توسعه یافته و مدرن: که بیانگر فراهم آوردن سطح بالایی از بسیج و مشارکت آگاهانه سیاسی و نهادینه سازی روابط مردم با کانون های تصمیم گیری حکومتی است. این در واقع همان طرز حکومتی است که در آن پایه های دموکراسی تثبیت شده و ریشه دار است و هیچگاه نابود نخواهد شد و در عین حال به معنای ثبات سیاسی در کشور است.
بنابراین، به طور بدیهی دولت ها ناگزیر از توسعه سیاسی هستند، یکی به دلیل تغییر در نیازهای بشر که خواه ناخواه منجر به طرح مطالبات و خواسته های جدیدی از سوی ملت ها می گردد و دیگری اهمیت حفظ ثبات سیاسی کشور در قبال تحول در گرایش های فرهنگی، سیاسی و اقتصادی نظام جهانی است که همواره پذیرش الگوها، قواعد و الزامات جدیدی را از کشورها انتظار دارد. اما حکومت ها باید بتوانند تعادل را میان انتظارات جامعه جهانی از یک سو و مطالبات ملت هایشان از سوی دیگر برقرار نمایند و در سایه یک "کسب رضایت"، اهداف ملی خود را تحقق بخشند.

@politicalculture