‍تبار ایرانی عمامه و کراوات.. محمدجواد حجتی کرمانی.. اشاره:

‍تبار ایرانی عمامه و کراوات

محمدجواد حجتی کرمانی

اشاره:
این نوشته، براساس شنیدة شخصی‌ام از امام خمینی(ره) و نوشته‌ای از جناب دکتر محمدعلی دادخواه، حقوق‌دان (حقوق‌بان) و وکیل دادگستری فراهم آمده است.

به یاد دارم در درس خارج اصول امام خمینی(ره) که عصرها در مسجد سلماسی برقرار بود، ایشان به مناسبتی به لباس روحانیت اشاره‌ای گذرا داشتند به این مضمون که این لباس، برگرفته از لباس روحانیون زرتشتی است که با تغییراتی به صورت کنونی درآمده است. این نکته کوتاه را من در ذهن داشتم تا بعدها در مطالعات پراکنده‌ام به نکات دیگری واقف شدم که به اجمال به آنها اشاره می‌کنم:

با توجه به این که تاریخ ظهور آئین زرتشت (و پیش از آن میترائیسم و مهرپرستی) از ظهور آئینهای یهود و نصاری و اسلام جلوتر است و با توجه به این که پوشش پیشوایان دینی این چهار آئین (و نیز پیشوایان بودائی و هند) نزدیک به هم است که عبارت است از یک پوشش ساده و سپید بر سر و ردا و قبای بلند در بر. در هیچ یک از پوششهای پیشوایان این ادیان، از زیب و زیور و تاج و افسر شاهان خبری نیست… (بجز تاجگذاری تشریفاتی پاپ که در جای خود قابل بررسی و نقد است).

نتیجه می‌گیریم که لباس روحانیون مسیحی، یهودی و مسلمان، ریشه در لباس موبدان زرتشتی دارد و پوشش پیشوایان دینی سه دین اسلام و مسیحیت و یهودی، بر گرفته از پوشش روحانیون زرتشتی ـ ایرانی بود.

این اشاره‌ای به پیشینة ایرانی پوشش عمامه. حالا برویم بر سر «کراوات:

بنابر آنچه در پژوهش تاریخی جناب آقای دکتر محمدعلی دادخواه تحت عنوان: «پژوهشی پیرامون پیشینة کراوات- پوشینه ایرانی» آمده است:

با توجه به آن که انواع پوششها چون کلاه و پیراهن بر اثر نیاز آدمی شکل گرفته و با بررسی واژگان «کراوات» که از ریشة «کرو» و «گرو» به معنای « گره» و پسوند «آت» (مانند سوروسات) به معنی فراوانی است و با توجه به سیرتاریخی پوشینة تزیینی «کراوات» که از فرانسه به سایر نقاط جهان راه یافته است، پیگیری «پژوهشی» ما را به زمان لوئی چهاردهم فرانسه می‌کشد که از اقوام مختلف «هنگ»‌های گوناگونی ساخت منجمله هنگ «کراواتها» که از کرواسی به فرانسه آمده بودند. اینان به نشانه وابستگی هنگشان به کرواسی، دستمال ابریشمی بر گردن می‌آویختند که این حمایل ابریشمی، کم کم بخشی از زیور نظامی ارتش فرانسه شد و بعد به شکل کنونی کراوات، جهانی شد.

آقای دادخواه آن گاه از قول یک پژوهشگر انگلیسی به نام «نوئل مالکوم» آورده است که کراواتها مهاجرانی از نژاد ایرانی بودند که به بالکان رفتند و پوشش «کراوات» که از کرواتهای مهاجر مایه گرفته، ریشه در واژه «گره» دارد و آن دستمالی بوده است که ایرانیان بر گردن خویش می‌آویختند.

نویسنده در ادامه پژوهش خود تبار کرواتها را به مادها و دشت‌کاران آن دوران می‌رساند که برای جلوگیری از گزند سرما، از شال گردن دراز ابریشمی استفاده می‌کردند.

پژوهشگر، آنگ اه به دورانی می‌رسد که بزرگان و فرماندهان ایرانی «بته و جقه» را برگزیدند که به شکل «سَرو» سرخم کرده بود به نشانه آن که با همة ثروت و عزت، در برابر مردم فروتن هستند.

آقای دادخواه، آن گاه به دوران مأمون عباسی اشاره می‌کند که این «شال» را «زُِنّار» نامیدند که بایستی پیروان ادیان زرتشتی و مسیحی و یهودی هر کدام با رنگ خاصی که آنان را متمایز می‌کند آن را بر کمر ببندند.

پژوهشگر ارجمند، آن گاه به سنگ نگاره‌ها و پیکره‌های قبل از اسلام اشاراتی دارد و آن گاه باز به دوران مأمون بر می‌گردد که به دستور او، عده‌ای از ایرانیان به کرواسی کوچ کردند و به بافتن و دوختن لباسهای گوناگون از جمله پارچه گردن آویز ابریشمی- کره‌آت ـ روی آوردند و به نام «کروواتی» یعنی کسانی که پیشه و کارشان بافتن پارچه‌های گره‌دار است مشهور شدند که طبق نقل مورخان، لباسهای اینان شبیه لباسهای رایج در امپراتوری ایران باستان بوده است.


منبع: گامی میلیمتری به سوی «آشتی ملی»؛ تبار ایرانی عمامه و کراوات، محمدجواد حجتی کرمانی، روزنامه اطلاعات؛ دوشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹

@politicalculture