گامی به سوی دوستی و زندگی متعالی شهروندی در جامعه ایرانی با رعایت قوانین و مقررات دولت ج. ا. ایران
آشنایی با استاد ذبیح الله منصوری، مترجم و نویسنده نامدار ایرانی:
آشنایی با استاد ذبیح الله منصوری، مترجم و نویسنده نامدار ایرانی:
به پاس بزرگمرد تاریخ ادبیات ایران در دوران معاصر
استاد ذبیح الله حکیم الهی دشتی معروف به
ذبیح الله منصوری
متولد ۱۲۷۶ در سنندج
وفات ۱۹ خرداد ۱۳۶۵ تهران
نام پدر اسماعیل
نام مادر ربابه
دارای یک دختر خوانده بنام سهیلامتولد ۱۳۴۱
و یک پسر بنام سیامک متولد ۱۳۴۴
در مدرسه فرانسوی آلیانس سنندج تحصیلات خود را آغاز کرد
نخستین قهرمان سبک وزن مشت زنی در سنندج بود
در نشریات با نامهای مستعار پیشتاز و ناصر دست به نگارش پاورقی میزد
نشریاتی که جهت بالا بردن تیراژ روزنامه و مجلات خود آثار استاد را منتشر مینمودند
در سال ۱۳۰۱ در روزنامه کوشش شروع به کار کرد
۱۳۰۶ با روزنامه اطلاعات و روزنامه های کیهان . ایران ما . داد . باختر و اختر . و
مجلات خواندنیها . ترقی . تهران مصور . روشنفکر . سپیدو سیاه . امید ایران
همکاری داشت
مردی پرکار و پر تلاش که در طول عمر پربار خود حداقل سه و یا چهار نسل را به مطالعه علاقمند کرده است .
مردی ساده زیست فارق از اموال و امیال دنیوی که در زمان مرگ هنوز اقساط آپارتمان او تمام نشده بود
بالغ بر ۱۴۰۰ کتاب ترجمه کرده که متاسفانه همه آنها در دست نیستند و حدود ۱۲۰ عنوان موجود است
کم حرف و پرکار
فقط اهل قلم بود روزانه ۱۸ ساعت مینوشت چه بسیار کسانی که با مطالعه آثار منصوری به مطالعه علاقه مند شدند و چه روزنامه ها و چاپخانه هایی که تیراژ کارشان فقط بخاطر استاد بود و بس
از هر قشر و طبقه ای مخاطب دارد او نه تنها متن را بلکه عکسها را هم ترجمه میکرد
یک مقاله ۵۰ صفحه ای را تبدیل به یک کتاب هزار صفحه ای میکرد و بنام نویسنده که گاه خود نویسنده تعجب میکرد که این نوشته ها آثار خودش است و از استاد درخواست ملاقات میکردند که ایشان نمیپذیرفت
به او لقب ستون خیمه مطبوعات ایران را داده بودند اما ایشان نظر دیگری داشت و از روی افتادگی فقط خود میرزا بنویس خطاب می کرد
اکثر کتابهای استاد منصوری ابتدا در پاورقی روزنامه ها چاپ شده اند و فقط پاورقی عشاق نامدار در روزنامه سپدوسیاه هشت سال طول کشید
و یکبار که یکی از آثار موریس مترلینگنویسنده بلژیکی را در پاورقی ترجمه میکرد سه روز بیمار میشود رضا شاه دستور میدهد که با روزنامه تماس بگیرید که چرا ترجمه استادمنصوری چاپ نمیشود
دوست صمیمی او نیما یوشیج بود و نیما اولینبار توسط استاد که یک شعر را از فرانسوی ترجمه کرده بود با شعر نو آشنا میشود
با سیاست اصلا کاری نداشت در صورتی که میتوانست با جانب داری از حزب خاصی از نظر مالی بسیاررشد کند مثلا الکساندر دومای پدر با فقط ۳۰۰ اثر که جز پر کارترین نویسنده هاست وضع مالی بسیار خوبی داشته است
حافظه عجیب و اطلاعات فوق العاده ای داشت تاریخ جغرافی پزشکی ورزشی دینی و ...
عاشق وطن بود از هر فرصتی جهت شناساندن فرهنگ ایران استفاده میکرد
از کلمات مهجور و ثقیل استفاده نمیکرد هیچگاه کلمات رکیک را آنطور که زننده باشد بکار نمیبرد با کلمات بازی نمیکرد و در پی لفاظی نمیرفت
شادروان کریم امامی میگوید منصوری مترجم نیست بلکه نویسنده ای توانا و چیره دست است
خط بسیار بدی داشت و مانند طبیبان فقط عده کمی میتوانستند خط او را بخوانند
این مرد بزرگ در عید فطر ۱۳۶۵ آرام و بیصدا در حالی که هنوز آخرین کتاب خود پطر کبیر را کامل ترجمه نکرده بود در بیمارستان شریعتی تهران دار فانی را وداع گفت
روحش شاد و یادش گرامی
@politicalculture