مشکل تحول اقتصادی در ماهیت محافظه کار دستگاه‌ها نهفته است!.. فرازچمنی

مشکل تحول اقتصادی در ماهیت محافظه کار دستگاه ها نهفته است!

فرازچمنی

این روزها صحبت از مسائل اقتصادی است و بخصوص با گسترش تحریم های غیرعادلانه علیه ایران تمام تلاش و توجهات بر ضرورت اتخاذ تصمیم ها و سیاست هایی است که کشور بتواند در برابر این موج ناموافق بین المللی که از سوی دونالد ترامپ در آمریکا هدایت می شود، مقاومت کند.

شاید یکی از راهکارها، اعمال تغییراتی در مدیران رده بالای اقتصادی کشور باشد، اما این تغییر چه با هدف توسعه باشد یا مقاومت، مادامی که با تحول در اندیشه کار سازمانی همراه نباشد، ره به جایی نخواهد برد. معضلی که اکنون در مساله اقتصادی کشور مواجه هستیم ذات محافظه کار سازمان های ایرانی است که یا از تغییر هراس دارند یا آینده آن را مبهم می بینند. پس تحولی که لازمه بهبود شرایط است، حذف محافظه کاری و جایگزینی آن با اندیشه ای است که انسان را به کوشش وا می دارد. آیا تاکنون از خود پرسیده اید که چرا موسسات متولی تجارت یا سرمایه گذاری خارجی گامی برای خروج از بن بست های روابط اقتصادی خارجی ایران که به طور بدیهی نقطه کسب درآمدهای یک کشور است، بر نمی دارند؟ چرا این مجموعه مدیران و کارشناسان هیچگونه ابتکار و خلاقیتی را ارائه نمی دهند؟ مگر آنها جزیی از همین مردم و شاهد سختی های مردم و نظام نیستند؟ چرا جذب سرمایه گذاری خارجی اندک است و اگر انجام می شود منوط به تلاش مقامات عالی کشور یا برخی سفرای علاقه مند است؟ چرا هیچ برند ایرانی در بازارهای خارجی شهرت جهانی پیدا نکرده است؟ مگر می شود بدون خلاقیت و تکنیک های بازاریابی و برند سازی صادرات را گسترش داد؟ موسسات و بنگاه های متولی این امور چه می کنند؟

پاسخ تمام این سوالات در همان نکته یاد شده یعنی ماهیت محافظه کار پرسنل دستگاه های فوق نهفته است. آنها خواهان حفظ وضع موجودند! واین خصیصه با تلاش کشور یا سیاست های توسعه گرا به شدت در تعارض است. جالب اینکه وقتی پای سخن کارکنان و مدیران این دستگاه می نشینید دم از زیبایی اصلاح و تحول می زنند ولی در عمل رکود و سکون می بینید و وقتی چرایی آن را می پرسید، پاسخ های این چنین می شنوید: پول نیست، نمی خواهند کار انجام شود، هر کی فکر خودشه و..............

اما ریشه شکل گیری اندیشه های محافظه کارانه در نهادهای اقتصادی از کجاست؟ محافظه کاری ناشی از‌ عوامل مختلفی است، ولی علت اصلی در نگرانی کارکنان و مدیران نسبت به آینده شغلی خودشان نهفته است. شاید آنها ایده ها و ابتکاراتی داشته باشند ولی به دلیل تحمیل برخی خواسته های مدیریتی از بالا و شاید هم فشار ذینفعان یک سازمان از ادامه هر کار و تلاشی باز می مانند و ترجیح می دهند که محیط کار را صرفا" مکانی برای پشتیبانی معیشت یا پیشرفت های شخصی خود ببینند نه بیشتر. بی شک تحقق اهداف سازمان زمانی رخ می دهد که کارمند خود را متعلق به سازمان ببیند.....

بنابراین، تا زمانی که تغییر فرهنگ سازمانی از محافظه کاری به اصلاح گری و تحول خواهی رخ ندهد نمی توان با تغییر چند وزیر یا مدیر عالی به نتایج ملموسی رسید. اگر چه سازمان پویا یک مدیر با اندیشه و عمل پویا را می طلبد!

@politicalculture