اتحادیه منطقه‌ای ما کجاست؟

اتحادیه منطقه ای ما کجاست؟

فراز چمنی


سرزمین و ملت ایران در طول تاریخ گذشته خود گستره وسیعی را از حدود مرزهای چین و رود سند در شرق تا میانرودان در غرب، قفقاز و فرارود به ترتیب در شمال غربی و شمال شرقی ، را شامل می شده است، حوزه ای که امروز به دلیل حفظ مشترکات فرهنگی اش از آن به عنوان ایران فرهنگی نام برده می شود. این غنای تمدن ایرانی بود که از دل آن سرزمین بزرگ با احتساب بخش هایی از حاشیه خلیج فارس، حدود چهارده کشور ایجاد شده که هر یک بازیگرانی فعال در صحنه بین المللی هستند.

گر چه آرزو و آرمان ایرانیان همواره ایجاد نوعی اتحاد میان این سرزمین های دارای فرهنگ مشترک ایرانی است اما واقعیت حاکم بر روابط بین المللی امروز و بخصوص تاثیر عمیق سیاسی اقتصادی و فرهنگی قدرت های جهانی بخصوص در بیش از یک قرن گذشته بر این گشورها هویت جدیدی را به آنان بخشیده است به گونه ای که در کشورهای با فرهنگ و هویت ترکی، از یک سو اندیشه ناسیونالیسم رادیکال بسیار قوی است و از سوی دیگر برای حفظ به اصطلاح اقتدار خود به سیاست ها و دانش و تکنولوژی روسی یا آمریکایی وابسته شده اند. ضمن اینکه تفاوت زبانی نیز در جای خود به ضعف درک و ارتباطات میان دو حوزه پارسی و ترکی دامن می زند.

شکی نیست که باید بخاطر مشترکاتی که در برخی سنت ها و فرهنگ کهن با ترکان داریم برای نزدیکی بیشتر بکوشیم و آنها را همچون دوستانی در کنار خود نگه داریم ولی واقعیت این است که تقابل تاریخی ایرانی و تورانی به طور طبیعی رقابت هایی را هم در پی دارد که البته امروزه دیگر مخرب نیست و دو طرف به نتیجه توامان همکاری و رقابت رسیده اند.

بنا بر این بهترین شیوه تعامل با حوزه های ترکی همان روابط دوجانبه است که تاثیر بیشتری برای نزدیکی و همکاری دارد. به همین ترتیب، امکان پیوندهای چندجانبه یا منطقه ای با کشورهای عربی ولو بر پایه مذهب نیز وجود ندارد.

به طور کلی، تجربه سازمان همکاری اقتصادی (اکو)، سازمان کنفرانس اسلامی یا اتحادیه موسوم به دی-۸ به خوبی نشان داد که ناهمگونی ساختارهای اقتصادی و سیاسی و تفاوت های فرهنگی و هویتی مانع از شکل گیری اتحادیه ای نظیر آنچه در اروپا و جنوب شرقی آسیا می بینیم، شده است.

از این رو با درک اهمیت حضور در اتحادیه های منطقه ای، جهت گیری سیاست خارجی باید واقع بینانه باشد. در الحاق به یک اتحادیه منطقه ای و یا بنیان نهادن یک اتحاد جدید ، کشورها ملاحظاتی دارند که از جمله عبارتند از:

- دستیابی به قابلیت تقویت و توسعه در نتیجه هم پوشانی ظرفیت ها با کشورهای دیگر
- نزدیکی پیوندهای فرهنگی، قومی و زبانی
- سازگاری در تبعیت از یک الگوی توسعه واحد
-دارا بودن زمینه اتخاذ سیاست های اقتصادی، دفاعی و خارجی مشترک

تجربه تعامل های قومی ایرانیان از گذشته تا حال و پبشینه تاریخی این سرزمین گواهی است بر این واقعیت که با یک کار گسترده سیاسی و فرهنگی بهترین متحدان برای شکل گیری یک اتحادیه منطقه ای اقوام پارسی و ایرانی تبار هستند. لذا اگر قرار باشد این اتحادیه به سایر حوزه های جغرافیایی گسترش یابد بهتر است ابتدا انسجام و موفقیت خود را از همکاری میان سه کشور: ایران، افغانستان و تاحیکستان آغاز نماید. ظرفیت هایی که در هر سه کشور وجود دارد فرصت های ارزشمندی را برای رشد و توسعه و تعالی این سه ملت فراهم خواهد آورد.

به طور بدیهی، اتحادیه اقتصادی-سیاسی ملت های پارسی و ایرانی تبار در صورت تحقق و موفقیت، در بلند مدت می تواند جهت پیوند های خود را با سایر مناطق همجوار در حوزه های اروپا یا اوراسیا نیز معین نماید.

@politicalculture