د و لجستیک گرفته تا خدمات درمانی و حقوقی- باشیم؛ درحالی‌که واکنش نیروی کار به این تغییرات آهسته‌تر خواهد بود

د و لجستیک گرفته تا خدمات درمانی و حقوقی- باشیم؛ درحالی‌که واکنش نیروی کار به این تغییرات آهسته‌تر خواهد بود. در نتیجه این تحولات حتی اگر کارگران تحت حمایت‌های لازم (در قالب حمایت‌های درآمدی و فراهم نمودن دوره‌های بازآموزی) قرار گیرند، باز هم شکاف بین عرضه و تقاضا در بازار کار پر نخواهد شد و این امر به تشدید نابرابری و بروز تضادهای اجتماعی و سیاسی بیشتر کمک خواهد کرد.

در خصوص تمایل کشورها به تجارت آزاد نیز به نظر می‌رسد می‌توان تا حدی به تداوم آن خوش‌بین بود. در کشورهای توسعه‌یافته و اقتصادهای نوظهور همچنان بر سر پایبندی نسبی به اصول تجارت آزاد اجماع وجود دارد. البته آمریکا در این میان یک استثنا به شمار می‌رود و هنوز مشخص نیست که آیا دونالد ترامپ واقعاً قصد دارد کشورش را از پیمان‌های بین‌المللی خارج کند یا اینکه مواضع وی تنها در راستای فشار به دیگر کشورها در راستای مذاکره مجدد بر سر مفاد این پیمان‌ها است. در هر صورت به نظر می‌رسد حداقل در برهه کنونی نمی‌توان روی آمریکا به‌عنوان حمایت‌کننده و معمار اصلی فرآیند جهانی‌شدن حساب کرد؛ هرچند این فرآیند بدون مشارکت فعال آمریکا نیز همچنان در جریان است.

آمریکا درزمینهٔ مقابله جهانی با تغییرات آب و هوایی نیز رویکردی مشابه را اتخاذ کرده است. آمریکا اکنون تنها کشوری است که در پیمان آب و هوایی پاریس عضویت ندارد؛ پیمانی که با وجود خروج آمریکا از آن کماکان پابرجا مانده است. حتی در داخل خاک آمریکا نیز بسیاری از شهرها، ایالت‌ها، بنگاه‌های اقتصادی و نهادهای مدنی، نشانه‌های آشکاری از تعهد به انجام مسئولیت‌های اجتماعی آمریکا در قبال تغییرات آب و هوایی، حتی بدون حمایت دولت فدرال این کشور، از خود نشان داده‌اند.

بااین‌وجود، جهان هنوز راه درازی برای تحقق اهداف زیست‌محیطی خود پیش رو دارد، چراکه میزان وابستگی کشورهای جهان به زغال‌سنگ همچنان بالا است. کارشناسان روزنامه فایننشال تایمز اخیراً پیش‌بینی کرده‌اند که تقاضای زغال‌سنگ در هند طرف 10 سال آینده به اوج خواهد رسید. اگرچه روند تقاضای زغال‌سنگ می‌تواند طی سال‌های آتی با توجه به کاهش سریع هزینه تولید انرژی‌های پاک، معکوس شود اما هنوز سال‌های زیادی تا منفی شدن نرخ رشد انتشار گازهای گلخانه‌ای باقی مانده است.

روی هم رفته می‌توان نتیجه گرفت که اقتصاد جهانی طی ماهها و سال‌های آینده با چالش‌های جدی مواجه خواهد شد. در پس‌زمینه اقتصاد جهانی، کوهی از بدهی‌های کشورها می‌درخشد؛ بدهی‌هایی که می‌تواند بازارها را عصبی کند و آسیب‌پذیری اقتصاد جهانی را در برابر شوک‌های احتمالی افزایش دهد. البته در کوتاه‌مدت به نظر می‌رسد تداوم روند باثبات کنونی محتمل‌ترین سناریو باشد.

روند انتقال قدرت و تأثیرگذاری اقتصادی از غرب به شرق حداقل در کوتاه‌مدت ادامه خواهد یافت؛ هرچند بسیار بعید است که در این مسیر شاهد بروز تغییرات ناگهانی در زمینه اشتغال، درآمد و تضادها و تنش‌های اجتماعی و سیاسی، به‌ویژه در کشورهای پیشرفته باشیم/ اتاق ایران

@politicalculture