گامی به سوی دوستی و زندگی متعالی شهروندی در جامعه ایرانی با رعایت قوانین و مقررات دولت ج. ا. ایران
ناتوانی آموخته شده!.. وی سه دسته سگ را در سه قفس متفاوت قرار داد
ناتوانی آموخته شده!
مارتین سلیگمن استاد روانشناسی دانشگاه پنسیلوانیا در سال ۱۹۶۰ به اتفاق همکارانش آزمایشی را بر روی گروهی از سگها انجام داد. وی سه دسته سگ را در سه قفس متفاوت قرار داد. گروه اول به عنوان گروه شاهد بودند و در مرحله اول، آزمایشی بر روی آنها انجام نمیشد. به دسته دوم هرازچندی شوک الکتریکی وارد میشد ولی در داخل قفس اهرمی وجود داشت که اگر سگها آن اهرم را فشار میدادند شوک قطع میشد و سگها پس از مدتی متوجه این موضوع شدند و با فشار دادن آن شوک را کنترل میکردند. به دسته سوم نیز مانند دسته دوم هر از چند گاهی شوک وارد میشد ولی این حیوانات امکان کنترل شوک را نداشتند و باید منتظر میشدند تا شوک متوقف شود.
پس از این آزمایش سگها را در داخل محیطی قراردادند که یا یک مانع کوتاه به دوقسمت تقسیم شده بود. در یک طرف مانع به سگها شوک داده میشد، برای فرار از شوک فقط کافی بود که سگها از روی مانع عبور میکردند و به سمت دیگر میرفتند. گروه دوم سگها که کنترل بر روی شوک را در مرحله اول یاد گرفته بودند، به سرعت یاد گرفتند که از روی مانع بگذرند و خود را از درد و رنج ناشی از شوک نجات دهند. گروه شاهد کمی دیرتر این مطلب را آموختند. اما گروه سوم بیحرکت مینشتند و منتظر میماندند که شوک تمام شود بدون اینکه کارخاصی انجام دهند.
سلیگمن این حالت را «درماندگی آموخته شده» یا «ناتوانی آموخته شده» نامید. حالتی که در آن حیوان بر اساس تجربیات قبلی خود یادمیگیرد که تمامی تلاشها بیهوده است و کاری برای تغییر اوضاع نمیتوان انجام داد.
اما «درماندگی آموخته شده» تنها مختص حیوانات نیست. بسیاری از انسانها نیز چه در زندگی شخصی و چه در زندگی شغلی و محیط کار و چه در زندگی جمعی در در موقعیتهای مختلف این حالت را از خود بروز میدهند. تجربه شکستهای قبلی و احساسات منفی انباشته شده (مانند سرکوفتها و ناکامیهای مستمر و طولانی و مداوم) در مورد عدم توان کنترل موقعیت، انسانها را از تغییر شرایط و اوضاع ناامید میکند و باعث میشود فکر کنند هر کاری انجام دهند به موفقیت دست نمییابند و از تلاش و کوشش دست بردارند.
منبع:
https://bit.ly/1HDVjzD
@politicalculture