برندگان هرگز تقلب نمی‌کنند!

برندگان هرگز تقلب نمی کنند!

سر ‌جان‌ هانتسمن ‌میلیاردر ‌بزرگی ‌است‌ که‌ کارش‌ را‌ با ‌یک‌ شرکت‌ کوچک‌ مواد ‌شیمیایی ‌آغاز ‌کرد ‌و ‌آن ‌را ‌به ‌یک‌ شرکت ‌عظیم‌ ‌۱۲ میلیارد ‌دلاری‌ تبدیل‌ کرد.‌ کتاب ‌او ‌با ‌عنوان ‌« برندگان ‌هرگز ‌تقلب ‌نمی‌کنند »، ‌مملو ‌از‌ داستان‌هایی‌ از‌ تجربه‌های‌ شخصی‌اش‌ است‌ که‌ در‌ آن‌ها‌ سرسختانه‌ از‌ سازش‌ بر‌ سر‌ اصولش‌ امتناع ‌می‌کند. ‌هانتسمن ‌معتقد ‌است‌ که ‌صداقت ‌دلیل‌ اصلی ‌موفقیت‌ فعلی ‌او ‌است. ‌ او ‌می‌نویسد: ‌« هیچ‌ میانبر ‌اخلاقی ‌در ‌کسب‌ و کار ‌یا ‌زندگی‌ وجود‌ ندارد. ‌افراد ‌در‌ اصل ‌سه ‌دسته ‌هستند: ‌ناموفق، ‌موقتا ‌موفق ‌و‌ آن‌هایی ‌که ‌موفق‌ می‌شوند ‌و ‌موفق ‌باقی ‌می‌مانند. ‌این ‌تفاوت ‌به ‌شخصیت‌ آن‌ها ‌بر‌می‌گردد.»
مثال‌های ‌زیادی ‌از ‌برندگان ‌موقتی ‌وجود ‌دارد ‌که ‌با ‌تقلب ‌برنده ‌شده‌اند.

شرکت ‌اِنرون ‌در‌ طول‌ سال‌ها ‌یکی ‌از ‌خلاق‌ترین ‌و ‌شجاع‌ترین ‌شرکت‌های‌ آمریکا‌ به‌ شمار‌ می‌آمد.‌ مدیر‌ ارشد‌ شرکت‌ مهم‌ترین‌ افراد‌ کشور‌ از‌ جمله‌ رئیس‌جمهور‌ را ‌می‌شناخت.‌ جدا‌ از‌ اینکه ‌موفقیت‌ اِنرون ‌بر ‌پایه ‌دروغ‌ بنا ‌شده‌ بود، ‌به ‌اصطلاح ‌«برندگانی» ‌که‌ هدایت‌ شرکت‌ را ‌در‌ دست‌ داشتند ‌هم ‌نمونه‌‌ بارز ‌بی‌صداقتی ‌بودند. شاید‌ نام کنت‌ لی‌ و جفری‌ اسکیلینگ‌ از‌ مدیران‌ دستگیر شده‌ اِنرون‌ را‌ شنیده‌ باشید. ‌آن‌ها ‌به ‌مدت ‌چند ‌ماه ‌سرتیتر ‌خبرها‌ بودند،‌ در حالی ‌که سر‌جان‌ هانتسمن‌ دور ‌از ‌چشم‌ عموم ‌به ‌توسعه ‌شرکت‌ میلیارد ‌دلاری‌ خود ‌ادامه ‌داد.

شاید ‌رهبران ‌صادق،‌ معروف‌ترین ‌یا‌ برجسته‌ترین ‌رهبران ‌نباشند، ‌‌گرچه ‌به ‌این‌ موضوع ‌اهمیتی ‌هم‌ نمی‌دهند. ‌صداقت ‌به ‌معنای ‌انجام ‌کار ‌درست‌ است، ‌‌فقط‌ چون‌ کار‌ درستی ‌است‌ و‌ همین‌ موضوع ‌هم ‌باعث‌ موفقیت ‌می‌شود. رهبران‌ به ‌قول‌هایشان ‌وفا ‌می‌کنند. ‌آن‌ها ‌با ‌دقت ‌و ‌حتی ‌با ‌بی‌میلی ‌قول‌ می‌دهند، ‌اما‌ وقتی ‌قول‌دادند،‌ بدون ‌تخلف‌ به‌ عهدشان‌ وفا ‌می‌کنند. ‌آن‌ها‌ همیشه ‌حقیقت‌را ‌می‌گویند. ‌جک‌ ولش‌ این‌ را ‌«صراحت»‌ می‌نامد. ‌

او ‌باور‌ دارد ‌که‌ اگر‌ از ‌صراحت ‌بترسید، ‌جرات‌ تبدیل‌ شدن‌ به ‌یک ‌رهبر ‌اثربخش‌ را‌ ندارید. ‌اطراف ‌خود ‌را‌ با‌ افراد ‌بله ‌قربان‌گویی ‌پر ‌می‌کنید‌ که‌ به ‌جای‌ گفتن‌ حقیقت،‌ آنچه‌ خوشایند‌ شما‌ است‌ را‌ می‌گویند.‌ رهبر‌ صادق‌ از‌ مواجهه‌ با‌ حقیقت‌ نمی‌ترسد.‌ ولش‌ این‌ را‌ اصل‌ واقعیت‌ یا‌ «دیدن‌ دنیا‌ همانطور‌ که‌ هست،‌ نه‌ آنطور‌ که‌ آرزو‌ دارید‌ باشد»‌ می‌نامد.‌ شاید‌ این‌ مهم‌ترین‌ اصل‌ رهبری ‌باشد، ‌زیرا ‌به‌ حقیقت‌ و ‌درستکاری ‌مربوط‌ می‌شود.

صداقت‌ به ‌معنی‌ گفتن‌ حقیقت‌ است،‌ حتی ‌اگر ‌خوشایند ‌نباشد. ‌روراستی‌ با ‌دیگران ‌بهتر ‌از ‌فریب‌دادن ‌آن‌ها ‌است، ‌زیرا ‌در ‌این ‌صورت‌ خودتان ‌را ‌هم‌ فریب ‌می‌دهید. رهبران ‌کسب‌و‌کار‌ باید ‌به ‌خود ‌مطمئن ‌باشند، ‌اما‌ در عین ‌حال ‌باید ‌احتمال‌ اشتباه‌ کردنشان‌ را‌ هم‌ بپذیرند.‌ مدیران‌ زیادی‌ به‌ خاطر‌ تردید‌ نکردن‌ در‌ فرضیات‌ یا‌ نتایج‌ خود،‌ سرانجام‌ شکست‌ خورده‌اند.‌ به‌ گفته‌ اَلِک‌ مکنزی‌ " فرضیات ‌اشتباه ‌ریشه ‌همه ‌شکست‌ها‌ است."

به‌ خود ‌مطمئن‌ بودن‌ و‌ کور‌ بودن ‌با‌هم‌ تفاوت ‌دارد. ‌باید ‌بپذیرید ‌که ‌در‌ دنیای‌ امروز‌ که‌ دنیای‌ تغییرات ‌سریع ‌است، ‌این ‌احتمال ‌وجود ‌دارد ‌که ‌تا‌ حدی‌ اشتباه ‌کنید‌ یا‌ کاملا ‌در‌ اشتباه ‌باشید. ‌شاید‌ اصلا‌ هم‌ در ‌اشتباه ‌نباشید،‌
اما ‌پذیرفتن‌ احتمال ‌اشتباه ‌شما ‌را‌ به ‌رهبر‌ اثربخش‌تری ‌تبدیل‌ می‌کند، ‌زیرا‌ ذهنتان ‌را ‌نسبت ‌به ‌نظرات ‌یا ‌تفکرات‌ جدید‌ باز‌ خواهد ‌کرد.
@politicalculture