جماعت میانبر!.. ست گادین

جماعت میانبُر !

ست گادین

در واقع یک بازار وجود ندارد بلکه چندین بازار وجود دارد .

و بازارها خودشان چند تکه اند .

مردمانی وجود دارند که از خریدن شراب گران‌قیمت لذت می بردند . کسانی هم هستند که پول شان را پس انداز می‌کنند تا عروسی باشکوه تری بگیرند . مردمانی حاضرند برای داشتن یک مربی شخصی پول خرج کنند ...

و در میان این تکه بازار ها ، مشتریانی محتاط ، مشتریانی سنتی و مشتریانی که بدنبال آخرین مُد روز هستند هم وجود دارند . مشتریانی که استادان چانه زنی هستند ، افاده ای های لوکس و مردمی که همه کالا ها را سبک سنگین می کنند.

حقیقتی که اغلب از چشم ها پنهان می ماند این است که در بیشتر بازار ها ، مخصوصا وقتی پای امور مالی شخصی در میان باشد ، یا کسب و کار های کوچک و روابط عاطفی ، مردم به یافتن میانبُرها وسواس پیدا می کنند . ( زودتر می خواهند سود کنند )

چیزی که آنها می خواهند ، زیادی خوب است و چیزی که زیادی خوب است ، نمی تواند واقعیت داشته باشد .

آنها وعده های بزرگی که بطور معجزه آسایی نتایج سریع به بار آورد را می پذیرند .

آنها یک صفحه ی کوچک و یک پیشنهاد عالی و یک فروش سخت می خواهند .

آنها به این پیام ها پاسخ می دهند چون علامتی از پیشنهاد یک میانبُر است .

مادربزرگ من که در عمرش حتی یک روز هم ورزش نکرده است ، یک دستگاه ورزشی را از تبلیغات یک برنامه تلویزیونی آخر شب خرید . وقتی تب و تاب قضیه فروکش کرد ، گفت که او فکر می‌کرد قرار است دستگاه بجای او ورزش کند و این ناامید کننده بود که آن دستگاه ۹۹ دلاری ، به طرز معجزه آسایی اورا به تناسب اندام نرسانید .

قربانیان جراحی پلاستیک را تصور کنید که بعد از هزینه کردن برای این کار ، فقط به این کشف نائل می شوند که جراحی نمی‌تواند زندگی اجتماعی آنها را متحول کند .

مردمان سختکوشی که به پول های کلانی چنگ می‌زنند تا از طریق کسب پولهای اینترنتی ICO و بر اساس تکنولوژی که آنرا اصلا نمی فهمند ، ثروتمند شوند .

دلایل پیچیده ای برای این گونه فعالیت ها وجود دارد . شاید وعده و وعید ها و شرایط تحت فشار باعث تولید هورمون آرام بخش اندورفین در آنها می شود .

دلیلی عمیق تر می‌تواند این باشد که این تکه از بازار ( که دنبال راه های میانبُر است ) خودش می داند که چیزهایی که زیادی خوبند واقعیت ندارند و تمایلی هم به تغییر این دیدگاه ندارد . آنها به گونه ای ساده انگارانه می‌خواهند به خودشان بگویند که ما تلاش مان را کردیم ( و نشد ) . می خواهند بگویند این ما نیستیم که شکست خورده ایم بلکه کسی که شکست خورده سازمان هایی است که ما پول مان را به ایشان سپرده ایم .

اگر زمانی به یکی از این تکه بازار هایی که راه میانبُر پیشنهاد می دهند ، برخوردید ، حق انتخاب با شماست که به آنها خدمت کنید یا آنها را نادیده بگیرید . شما می‌توانید میان شان باشید یا از خرید کردن از ایشان خودداری کنید .این شما هستید که باید تصمیم بگیرید .

ترجمه:مصطفی منبری



@politicalculture