به عنوان پرسش آغازین ومدخل بحث، تعریف اجمالی خود را از مفاهیم سکولاریسم وسکولاریزاسیون بفرمایید واین که این دو مفهوم چه تفاوتی با

به عنوان پرسش آغازین ومدخل بحث، تعریف اجمالی خود را از مفاهیم سکولاریسم وسکولاریزاسیون بفرمایید واین که این دو مفهوم چه تفاوتی با هم دارند وچه نسبتی میان این دو برقرار است؟
ما نه با دومفهوم که شما بیان کردید، بلکه با چهار مفهوم رو به رو هستیم: 1. سکولاریته، 2. سکولاریزاسیون به مثابۀ سکولار شدن، 3. سکولاریزاسیون به مثابۀ سکولار سازی ، 4.سکولاریسم. بهتر است هیچ یک از اینها به فارسی ترجمه نشوند. چون واژه های معادل موجود در برابر آنها نوعاً نارسا هستند. مثلا برای سکولاریته معادل هایی فارسی همچون عُرفیّت، گیتیانگی، دنیویت، غیر دینی شدن به کار رفته است یا ممکن است به کار برود، اما این ها هیچیک چندان معانی واژه های اصلی را نمی رسانند. پس اجازه بدهید در این گفتگو از همان کلمات اصلی استفاده بکنیم. ابتدا درک ناچیزم را درباب این سه مفهوم عرض می کنم.
در یک کلام بگویم: 1.سکولاریته یک وضع بشری است. اما 2.سکولاریزاسیون ممکن است به دو معنای متفاوت به کار برود: الف. یک پروسه، ب. یک پروژه. وسرانجام 3.سکولاریسم، یک مکتب و ایدئولوژی است. پس به اعتبار این تعاریف، چهار مفهوم از هم متمایز می شوند. اکنون دربارۀ هریک توضیح مختصری می دهم.
نخست. سکولاریته
سکولاریته، یک وضع فکری وروحی واجتماعی است که بشر در دنیای جدید پیدا می کند. این وضع، حاصل یک رشته علل تاریخی بود که در اینجا جای بحث آن نیست. فقط کافی است بدانیم چنین نیست یک مرتبه بشر دگرگون می شود وسکولار می شود! تا ما نیز بخواهیم جلوی آن را بسادگی بگیریم. بلکه عوامل مختلفی مانند آگاهی ها، ارتباطات، مناسبات، اقتصاد، ساختار نهادی جامعه وتغییرات فرهنگی واجتماعی به این وضع جدید انجامیده است ودخیل در ماجراست. به هر حال عرض کردم سکولاریته یک وضع جدید بشری است. این وضع سه مؤلفۀ اصلی فکری وروحی واجتماعی دارد:
1. سکولاریته، یک وضع فکری است که بشر در دنیای جدید پیدا کرده است. وضعی که در او کم وبیش حسّ «خود بنیادی» هست. اینکه انسان می خواهد روی پای خود بایستد. سوژگی در پیش بگیرد. بشر در این وضع فکری جدید، خود را فاعل شناسایی وکارگزار این عالم می داند. به آنچه در سنت آمده همچون گذشته وابسته نیست ومرجعیت آن را مانند قبل نمی پذیرد. می خواهد خودش خردورزی بکند و از در ِ تحلیل ونقادی درآید. در این وضع، حتی فکر دینی نیز بیش از پیش آغشته به معرفت وانتظارات وقرائتهای بشری می شود.
2. سکولاریته، یک وضعی روحی نیز هست. در این وضع روحی، رویکرد بشر نوعا «این جهانی» می شود. دنیا برایش مهم می شود. همه چیز برای رفاه و سعادت در زندگی دنیوی ما تلقی می شود. براین مبنا ، حتی اخلاقیات و یا معنویات ونیز دینداری نیز برای این دنیاست ودر این دنیا باید تعریف ودیده بشود. اینوضع روحی جدید بشر، نوعی دنیویت تازه ایست که سرشت او با دنیاپرستی قدیم اصلا متفاوت است.
3. سکولاریته، یک وضع اجتماعی هم هست که معمولا به آن «عرفی شدگی» می گویند. نه اینکه قبلا عرف نبود. بود، اما چیزی که هست در گذشته شرع بر عرف و همه چیز جامعه یا بر بسیاری از امور دیگر سایه انداز بود. دولت، سیاست، اخلاق، عقل و هنر، کم وبیش تحت الشعاع دین بودند. دین فراتر از بقیه چیزها بود و حاکم وناظر بر آنها. اما سکولاریته وضع تازه ای از ساخت زندگی اجتماعی و ساختار ارزش ها و ترکیب امور ونهادهاست که در آن قلمرو های کم وبیش خودمختاری سر بر آورده اند. تفکیک های اجتماعی و تخصص هایی شکل گرفته است. فرق امور و نهادها با هم محل توجه شده است. مثلا دولت برای خودش قلمروی شده است متمایز از قلمرو دین. همینطور هنر، لزوما هنر قدسی نیست. آموزش وپرورش نیز هویت پداگوژیک و عرفی پیدا کرده است. اینکه به سکولاریته گاهی غیر دینی شدن می گویند بدین معناست که نهادها وقلمروهای عرفی، متمایز از دین اند. نه اینکه این نهادها لزوما ضد دین باشند بلکه خودشان تمایز و استقلال دارند، جزو ابواب جمعی سازمان دینی حساب نمی شوند. آنها چه بسا با استقلال خود بخواهند از منبع دین نیز استفاده هایی بکنند ویا برحسب مقتضیات خود با سازمان دینی تعامل در پیش بگیرند اما در هرصورت از دین مستقل هستند وبرای خودشان قلمرو متمایزی هستند وقواعد خودشان را دارند. به هرحال وضع جدید اجتماعی وضعی تمایز یافته وتفکیک یافته است.
دوم وسوم: سکولاریزاسیون
سکولاریزاسیون همانطور که در ابتدا عرض کردم ممکن است به دو معنای متفاوت به کار برود:
الف. سکولاریزاسیون همچون یک پروسه (سکولارشدن)
ب. سکولاریزاسیون همچون یک پروژه(سکولار سازی)
دوم. سکولارشدن
سکولارشدن همان معنای «الف» از سکولاریزاسیون است وآن فرایندی از یک رشته تحولات خاص در دنیای کنونی است. این پروسه باز بنا به عللی، به صورت درونزا جریان پیدا می کند و طی آن آگاهی و سبب دانی انسانها افزایش می یابد. سوژگی بشر بیشتر می شود. عقلانیت بشری بیش از پیش اهمیت می یابد.
@politickaraj👇ادامه