❞ اولین کانال علمی دانشـجویان رشته عـلوم سیـاسی : #آموزشی_سیاسی #مفاهیم_سیاسی #مقالات_سیاسی #کلیپهای_سیاسی ❞ پرداختن به تمامی مقاطـع : #کارشـناسـی ➤ #کارشـناسی_ارشـد ➤ #دکـتری ➤ ● مدیر کانال : علی عمرانی - دانشجوی علوم سیاسی 「 @Aliomrani100 」
هایک میگوید که از عصر روشنگری دو نحله متفاوت فکری به ظهور رسیده است:..۱
هایک می گوید که از عصر روشنگری دو نحله متفاوت فکری به ظهور رسیده است:
۱. خردگرایی تحولی (که مورد دفاع اوست) و
۲. خردگرایی صنعگرایانه "constructivist"
(که یک شاخه و مصداق آن مارکسیسم است و به طور کلی به معنای ساختن انسان تراز نوین و جامعه جدید است).
به نظر هایک ادعای ساختن انسان و جامعه از نو ادعای گزافی است و انسان این توانایی را ندارد. استدلال او به طور خلاصه روی این واقعیت متمرکز است که ذهن اندیشنده انسان خود محصول یک جریان تحولی پیچیده در طول تاریخ است و لذا نمی تواند به کل آنچه اتفاق افتاده اشراف داشته باشد. او می گوید در نظریه سیستم ها این اصل منطقی پذیرفته شده است که یک سیستم فروتر که زیرمجموعه یک سیستم بزرگ تر است، قادر به احاطه بر سیستم بالاتر از خود نیست.
او می گوید ذهن انسان محصول یک تحول است. در واقع هایک در کتاب «نظم حسی» "sensory order" این تئوری را مطرح می کند که شناخت از حس ناشی می شود و شناخت حسی به صورت تحولی، نخست سنت ها را پدید می آورد و سپس عقل محاسبه گر را ایجاد می کند. هایک می گوید این عقل انسان با همه دستاوردهایی که دارد، خودش محصول یک تحول طولانی و پیچیده است. ادعای اینکه عقل کاملا به این تحول اشراف پیدا کند، ادعای گزاف و نادرستی است.
در واقع هایک تئوری کانتی مبنی بر حدود معرفت انسان را به نحو جدیدی مطرح می کند. زیرا کانت هم می گوید که محدودیت توانایی های ذهن تعیین کننده دامنه و عمق شناخت انسان است. انسان امروزی و جامعه یی که او درآن زندگی می کند محصول یک تحول درازمدت است، بنابراین ذهنی که خود محصول این تحول است، نمی تواند این جامعه را خراب کند و از نو بسازد. اگر هم این کار را انجام دهد، به یک دستاورد بسیار فقیر و ضعیف می رسد.
مثال هایک زبان است. او معتقد است که یکی از نظم های خودجوش زبان "language" است. زبان طی جریان تحولی طولانی و پیچیده به وجود آمده و عقل یک یا چند انسان آن را عامدانه نساخته است. او می گوید انسان ها زمانی دچار این توهم شدند که می توانند زبان جدیدی را به صورت کامل بسازند و اسپرانتو را ابداع کردند. بعد متوجه شدند که اسپرانتو زبانی بسیار فقیر است و توانایی زبان های طبیعی را ندارد. حتی زبان های تحول نیافته و ابتدایی از نظر رساندن مفاهیم و معنا قوی تر از اسپرانتو هستند، نه فقط زبان بلکه اغلب نهادهای اقتصادی، حقوقی، اجتماعی و فرهنگی از این گونه اند، بنابراین، نمی توان آنها را از میان برداشت و به جایشان نهادهای متفاوتی از نو ساخت. هایک این کار را خطرناک و نادرست می خواند، او می گوید این پروژه نادرست و ناممکن است اگر آغاز شود، فاجعه انسانی به همراه می آورد، نمونه اش رژیم های توتالیتر و کمونیستی است که می خواستند انسان ها را در چارچوب برنامه ریزی متمرکزی از نو بسازند و جامعه کاملا جدیدی را سازمان دهند.
🔲I➣کانال علوم سیاسی
◻️I➣ @politickaraj
نویسنده: دکتر موسی غنینژاد