❞ اولین کانال علمی دانشـجویان رشته عـلوم سیـاسی : #آموزشی_سیاسی #مفاهیم_سیاسی #مقالات_سیاسی #کلیپهای_سیاسی ❞ پرداختن به تمامی مقاطـع : #کارشـناسـی ➤ #کارشـناسی_ارشـد ➤ #دکـتری ➤ ● مدیر کانال : علی عمرانی - دانشجوی علوم سیاسی 「 @Aliomrani100 」
سعید زیباکلام در کتاب «عقل و استدلال و عقلانیت»
سعید زیباکلام در کتاب «عقل و استدلال و عقلانیت»
سعی دارد آنچه را عقلِ متاثر از عصر روشنگری مینامد، به چالش بکشد. در این راستا او دو پروژهی موازی را در کتاب خود پی میگیرد. اول سعی دارد در بحثهایی به ظاهر فلسفی نشان دهد آنچه عقل روشنگری نامیده میشود، وجود ندارد و در پروژهی دوم در تلاش است نشان دهد که آیههای قرآن نیز موید سخنان او هستند. در این بررسی کوتاه من صرفاً به بخش نخست اشاره میکنم و اینکه آیا فهم ایشان از قرآن قابل دفاع و دقیق است یا خیر، به افرادی که در این زمینه آَشنایی دارند، میسپارم.
در مقدمهی این کتاب، سعید زیباکلام با اشاره به اینکه هر یک از اندیشمندان عصر روشنگری تصوری متفاوت از عقل داشته، به ما یادآوری میکند که اشتباه میکنیم اگر گمان کنیم یک تصویر واحدی از عقلانیت نزد همهی آنها وجود داشته است. او تا انتهای کتاب به دو نکته پایبند میماند. اولی استراتژی متداول نسبیگرایان است که میخواهند با اشاره به تنوع، تکثر و اختلاف نظر بر سر یک پدیده، آن را به عنوان یک واحد زیر سوال ببرند. اگر اختلاف نظرِ صرف بر سر یک پدیده، دلیلی برای نبود آن پدیده باشد، اختلاف نظر در مورد وجود خداوند، دین، آخرت و غیره نیز همین کارکرد را خواهد داشت. صرفِ این مشاهدهی جامعه شناختی که اختلاف نظر وجود دارد، برای کار فلسفی کافی نیست. دوم اینکه در طول کتاب به هیچ یک از این رویکردها به عقلانیت، به طور دقیق و مشخص نمیپردازد تا ما بدانیم که دقیقا چه نوع تفاوتهایی در مورد عقلانیت بین این اندیشمندان مد نظر اوست و اینکه آیا این اختلاف نظرها غیرقابل حل هستند یا خیر. در عوض او در کتاب به اینکه مثلاً برخی مردگان خود را خاک میکنند و برخی میسوزانند، و برخی گوشت سگ را لذیذ میپندارند و برخی نمیپندارند و هر یک کار خود را عقلانی و دیگری را غیرعقلانی میدانند، اشاره میکند. نپرداختن به بحث فیلسوفان روشنگری و پس از آن در مورد عقلانیت، و محدود کردن بحث خود به عادتها و رسمها در کتابی که مدعی نقد عقل روشنگری است، ناامیدکننده است. او در صفحهی 19 اشاره میکند که آنچه که عقل روشنگری نامیده میشود و پدیدهای یکسان به نظر میآید، در واقع چنین نیست و تنها با «تفحصی بسیار صبورانه، سنت شکنانه، و مشهوریتزداینده» میتوان نشان داد که چنین نیست. کاری که به نظر میرسد زیباکلام میبایست در این کتاب انجام میداد، یعنی همچون یک اثر فلسفی آکادمیک به بررسی دقیق و موشکافانهی رویکرد اندیشمندان عصر روشنگری به عقل میپرداخت و نشان میداد که تفاوتها و شباهتهای آنها چیست و نقدهای خود را به آنها وارد میکرد.
@politickaraj
ادامهی مطلب 👇🏽👇🏽👇🏽
https://www.goodreads.com/review/show/1931757463?book_show_action=false&from_review_page=1