⚛️✴️ چرا قطعنامه ۵۹۸ برای همیشه مهم است؟. ✍️ مهدی دزفولی

⚛️✴️ چرا قطعنامه 598 برای همیشه مهم است؟
✍️ مهدی دزفولی

👈سال پایانی جنگ با سال ابتدایی آن تفاوت های بسیاری داشت. یکی از تفاوت های عمده آن خستگی مردم و جامعه از یک جنگ فرسایشی بود که 8 سال از آن سپری می شد و پایان آن هم خیلی مشخص نبود.

شواهد ماه های ابتدایی سال 67 نشان می داد پایان جنگ مشخص نیست و جمهوری اسلامی نیز حاضر به عقب نشینی و کوتاه آمدن از مواضع خود نیست.

اعزام ها به مناطق عملیاتی به شکل ملموسی کاهش پیدا کرده بود. تعداد عملیات ها کاهش جدی داشت و پیشروی و پیشرفت ایران در جبهه ها نیز کاهش جدی یافته بود و دچار رکود عمیقی شده بودیم. شکست های پایانی جنگ نیز به آنجا رسیده بود که هر دستاوردی از سال 1363 تا 1367 داشتیم در عرض کمتر از 3 ماه از دست داده بودیم.

مجموع مسائل پایانی جنگ کشور را در شرایط خاصی قرار داده بود و مسئولان بیش از هر زمانی دچار دوگانگی در ادامه یا متوقف کردن جنگ شده بودند.

امام (ره) همواره تاکید بر مجازات متجاوز که صدام بودند داشتند و جنگ تبدیل به یک امر ایدئولوژیک و ناموسی شده بود. یا ما به عنوان نمایندگان جبهه اسلامی باید پیروز شویم و خط کفر را در هر بشکنیم و یا هر نوع سازش و عقب نشینی شکست است. بحث های غرامت و مشخص شدن متجاوز و آزادی اسرا و ... هم از بحث های جدی بود. اما هیچگاه به نتیجه مشخصی نرسیده بود.

اما مسئولان صرفا محاسبات اقتصادی و مالی کشور و بحث سیاست خارجی را پیگیری می کردند و اینکه ایران دائم در حال هزینه دادنی است که مشخص نیست پایان آن چه چیزی هست؟ این بن بستی بود که سال 1367 به ظاهر پیش روی مسئولان وجود داشت.

اما جنگ دارای یک مقطع کلیدی دیگر هم بود. خرداد 1361 زمانی که ایران پس از نزدیک به 2 سال توانست خرمشهر را پس بگیرد و به مرزهای بین المللی برسد محاسبات در جنگ تغییر کرد و عده ای معتقد بودند که جنگ را باید در همین نقطه تمام کرد و وارد مذاکرات جدی شد. این راهکار و پیشنهاد مشخصا برای نهضت آزادی ها بود. اما برخی از مسئولین کشور از جمله مرحوم هاشمی رفسنجانی معتقد بودند با این پیروزی های ایران، عراق متزلزل شده و با چند عملیات دیگر می توان عراق و صدام را شکست داد و این کشور را فتح کرد. اما ورود به عراق آغاز مشکلات دیگری بود که عملا 6 سال بعد از فتح خرمشهر را تحت تاثیر قرار داد.
کار به آنجا رسید که هاشمی طرفدار ادامه جنگ در یک اقدام عجولانه در تیر ماه 1367 با کنار هم چیدن مسائل کشور و قانع کردن امام (ره) در پایان دادن به جنگ کشور را وارد فاز دیگری کرد.

ادامه جنگ در سال 1361 با آن شرایط اقدامی معقول و منطقی نبود، همان طور که اصل هزینه های انسانی و مالی جنگ هم مربوط به همین 6 سال بعد از فتح خرمشهر است که بدون هیچ دستاورد جدی در تیر ماه 1367 مجبور به پذیرش قطعنامه 598 شدیم. پذیرش قطعنامه هم در واقع باعث شد تا چند سال تکلیف اسرای ایران مشخص نباشد و عراق همچنان در بخش هایی از خاک ایران حضور داشته باشد البته به دلیل دیوانگی صدام در حمله به کویت این مسائل حل شد اما ایران هیچ وقت نتوانست از عراق غرامت بگیرد و هیچگاه هم رسما صدام در شورای امنیت سازمان ملل محکوم نشد.

از طرف دیگر کسانی هم که معتقد بودند در سال 1361 بلافاصله بعد از فتح خرمشهر باید جنگ متوقف می شد ضمانت اجرایی برای حمله نکردن مجدد صدام به ایران نداشتند. در واقع در طی دهه 60 ما با یک افراط و تفریط اشتباهی مواجه بودیم که دو سوی آن هیچ چیزی نبود. صرفا شعارهای احساسی که از جیب کشور هزینه ای را پرداخت می کرد و برای کشور و مردم عایدی خاصی نداشت.

598 بعد از 30 سال همچنان درس بزرگی برای ما و ملت ماست. اینکه چطور باید یک بحران را مدیریت کرد، درست مساله را تعریف کرد و آن را حل کرد و نباید به شعار زدگی دچار شد و از آن سو به دام روشنفکری های ظاهری افتاد.

برجام نمونه دیگری از 598 بود با همان شباهت ها اما در تاریخ دیگر. اما برجام هم تا حدودی به سرنوشت 598 دچار شد. کاش از تاریخ بیاموزیم که چطور با بحران ها مواجه شویم و سعی کنیم درست از آنها عبور کنیم.

#جنگ_ایران_و_عراق #قطعنامه598 #توقف_جنگ
✅ #سیاست_شناسی
@politicology