✳️✴️ مذاکره؛ فرصت‌یابی یا فرصت سوزی؟. ✍️ قدیر گلکاریان

✳️✴️ مذاکره؛ فرصت‌یابی یا فرصت سوزی؟
✍️ قدیر گلکاریان

◀️در شرایط کنونی شاهد شرایطی خاص در روابط بین‌الملل هستیم که مسئولان سیاسی کشور باید با توجه به آن راه‌های خروج از بحران و شرایط ناخواسته را بیابند. یکی از اصولی که در روابط بین‌الملل به آن توجه می‌شود، پردازش مکانیسم‌ها و شواهد و دلایل مختلف اعم از متغیر و ثابت در بروز مشکلات سیاسی در سطح بین‌المللی است که مجریان دیپلماسی را مکلف به استفاده از نظام سیستماتیک می‌کند.
🔺بر اساس نظریات کارساز جک لووی و ویلیام تامپسون، یافتن ریشه مشکلات، علاوه بر آنکه منجر به کشف علل و منبع اصلی بحران می‌شود، چگونگی پیشبرد عملکرد دیپلماسی را هم مدنظر قرار داده و لزوم استفاده از ابزار مذاکره را اجتناب ناپذیر می‌سازد. مذاکرات بین‌المللی اغلب فرآیند گفت‌وگویی است که بر قدرت مبتنی است. بر اساس نظریه سیستم گرایانه طرفین بدون آنکه حقانیت خود را به عنوان شرط مذاکره قرار دهند، باید برای راهکار حل منازعات و تنش‌ها اشکال مختلف مذاکرات را تشخیص داده و برنامه مدیریت منازعات را بدون تعصب به عنوان دستور کار در دست داشته باشند. ارزیابی سیر تحولاتی که موجب درگیری و تنش شده یا عواملی که موجب بروز منازعه و فضای مناقشه شده، باید از سوی طرفین مدنظر قرار گیرد. اکنون موضوع مذاکره میان ایران و آمریکا بر سر بروز بحران‌ها به‌رغم اینکه دارای قالبی برخاسته از بی‌اعتمادی است ولی خوشبختانه برخوردار از سرفصل‌هایی است که نشان دهنده چون و چرایی مناقشه‌ها و تنش میان دو کشور است.
🔺 به عبارت روشن‌تر، خوشبختانه فهرست مندرجات کتاب راهنمای حل و فصل مناقشات در دست هر دو طرف بوده و می‌دانند که مشکل از کجاست، چه می‌خواهند و برای رسیدن به خواسته‌ها چه راه حل‌هایی وجود دارد. یعنی، حل بحران نه از روی علت یابی محض که به شرایط تعیین و تشخیص توصیفی بحران رسیده است. اکنون شاهد آن هستم که در سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا هم‌آوایی وجود ندارد. از یکسو رئیس‌جمهور از مذاکرات بی قید و شرط سخن می‌گوید، از سوی دیگر وزیر امور خارجه شرط تراشی می‌کند. حالا مناسب‌ترین فرصت است که دستگاه دیپلماسی ما هم با قدرت تمام و بدون اجازه دادن به اظهار نظرهای موازی یا غیرکارشناسی در داخل با تصمیم واحد در سیاست کلان وارد کارزار منطق تراشی در سطح بین‌الملل شود.
🔺به نظر می‌رسد که شکاف عمده در میان جناح‌های مختلف سیاسی در سطح جهان و به ویژه میان اتحادیه اروپا با آمریکا پدید آمده است. این شکاف نه به خاطر عشق به خال گونه ماست، بلکه از روی درک حقایق ناشی از احتمالات بروز مشکلات اقتصادی و بیش از همه امنیتی- سیاسی است که جناح‌ها متوجه آن هستند. لزوما تغییر وضعیت موجود بدون درک موازنه قدرت در شرایطی که چندجانبه‌گرایی بر یک جانبه‌گرایی می‌چربد، نخواهد توانست ارزش‌ها و منافع ما را در مذاکرات تأمین کند. فراموش نکنیم که همکاری و مذاکرات با اروپا باعث شده که اکنون سرکردگان کاخ سفید از موضع تغییر در ایران به موضع تغییر رفتار عقب نشینی کنند. یقینا اعلام آمادگی بر آغاز مذاکرات در سایر مسائل مورد مناقشه ترفندی خواهد بود که ایالات متحده به‌صورت درونی و بیرونی دچار چالش جدی شود وگرنه درجا زدن بر سر ادعاها و عدم مدیریت بحران منجر به از دست رفتن فرصت‌های به دست آمده برای حفظ موقعیت سیاسی در صحنه بین‌المللی خواهد شد.
🔺وقتی برخی از کشورها مدعی هستند که نمی‌توانند در ادامه همکاری کشورهایشان به شرکت‌های خود تحکم داشته باشند یا ادعای حیدرالعبادی که عراق را به لحاظ منافع ملی خود در معارضه با آمریکا نمی‌داند، زنگ‌های هشداری است که به صدا درآمده است. نباید مانند فاصله زمانی پسابرجام از دوره باراک اوباما تا ترامپ بار دیگر فرصت را از دست بدهیم. مذاکراتی که با هدف تحول و به دنبال تغییر وضعیت موجود باشد نه تنها مقبوح نیست بلکه ارزش‌ها و منافع متضاد را در یک جهت مثبت و کمتر بحث‌انگیز هدایت خواهد کرد. هرچند انتظار می‌رود که بسیاری از اختلافات باقی بماند ولی حل و فصل منازعات به طور کلی به عنوان یک فرایند بلندمدت خواهد توانست ارزش‌ها، منافع ملی و بین‌المللی را در توافق جامع و کامل حاصل کند.

🔸 روزنامه آرمان . 22 امردادماه 1397
#مذاکره #مذاکره_با_آمریکا #فرصت_سازی_یا_فرصت_سوزی
✅ #سیاست_شناسی
@politicology⁨