🔺

🔺

👈برای نمونه، قاجاریان دریافته بودند که کشورداری به شیوۀ آغامحمدخانی دیگر ممکن نیست و بیش از این نمی‌توان در برابر ترقی‌خواهی و تجددطلبی ایستاد. انتخاب کسانی مانند قائم‌مقام فراهانی، امیرکبیر، مشیرالدوله(سپهسالار)، میرزایوسف‌خان مستوفی‌الممالک و امین‌الدوله برای صدارت عظما و نیز تن دادن به نهادهای آموزشی جدید مانند دارالفنون و مدارس رشدیه، از همین آگاهی برخاسته بود.

🔺اما آنچه آنان را در این راه ناکام و از عقب‌نشینی ناگزیر می‌کرد، وابستگی شدیدشان به مرجعیت‌های سنتی در جامعه بود. همۀ صدراعظم‌های پیشرو و آگاه قاجار، مخالفانی قدرتمند در بیرون از دربار داشتند. مخالفانِ بیرون از دربار، اگر نمی‌توانستند شاه را مجبور به تمکبن کنند، کسانی را از بستگان شاه یا درباریان، به جان شاه می‌انداختند که از سیاست‌های تجددخواهانه دست بردارد. او نیز چون اعتباری جز تأیید مرجعیت‌های سنتی نداشت، تن می‌داد و عقب می‌نشست.

🔺عزل مشیرالدوله و قتل امیرکبیر، همگی بر اثر فشارهایی بیرون از دربار بود. آزادی عمل شاهان در حل مسائل، به اندازه‌ای بود که آنها را از منبع مشروعیتشان دور نکند.

#آگاهی_حکومتها_از_وضع_موجود #مشروعیت
✅ سیاست شناسی
@politicology