🔶ساز و خادم حرم. (در تغییر معنای اجتماعی موسیقی).. ✍️مهدی سلیمانیه

🔶ساز و خادم حرم
(در تغییر معنای اجتماعی موسیقی)

✍️مهدی سلیمانیه

▪️مدتی قبل، یکی از دوستان مشهدی، سازش را برای فروش گذاشته‌بود. در کمتر از 24 ساعت، با تماس‌های مختلفی برای خرید سازش در "مشهد" مواجه شد. یکی از مناسب‌ترین پیشنهادات خرید، مربوط به زوجی فرهنگی بود که ساز را برای پسران‌ دبیرستانی‌شان می‌خواستند. چانه‌زنی‌های معمول انجام شد و قرار به پرداخت مبلغ رسید. حین هماهنگی برای پرداخت مبلغ، خریدار گفته بود: "من یکشنبه کشیک حرم هستم. باید قرار را برای پس فردا بگذاریم". با شنیدن‌ش، به یاد خاطرات فراوان نسل قبلی از مواجهه سخت و منفی دینداران با ساز و موسیقی افتادم. به شکستن سازها، به طرد کردن‌ها، به "مطرب" نامیدن‌ها. جامعه، در سطوحی وسیع، به موسیقی اقبال کرده‌است.

▪️در خیابان به سمت خانه می‌روم. نزدیک تعطیلات تابستانی مدارس است. سر چهارراه، یک آگهی کاغذی تبلیغ آموزشگاه موسیقی مخصوص کودکان می‌بینم. برمی‌دارم. هنوز به خانه نرسیده‌ام که دومین آگهی آموزشگاه مخصوص کودکانی دیگر را پیدا می‌کنم. در یک محله، در کمتر از پانصد متر. حساس‌تر می‌شوم و فکر می‌کنم: تنها در یک محله‌ی غربی نه‌چندان بزرگ تهران، بیش از پنج آموزشگاه موسیقی به یاد می‌آورم که دو آموزشگاه‌ش مخصوص آموزش موسیقی کودکان است. فردا، در اتوبان تهران-کرج، حین رانندگی، بیلبورد بزرگ مربوط به آموزشگاه موسیقی در کرج در کنار اتوبان به چشمم می‌خورد. آموزش موسیقی دیگر فقط مربوط به طبقات بسیار مرفه جامعه نیست. تمایل به موسیقی و آموزش موسیقی عمومی شده‌است.

▪️اگر تا پیش از این، تا حدود 20 یا 30 سال قبل، ادامه تحصیل فرزندان خانواده در رشته‌های هنری یک ضدارزش اجتماعی بود و خانواده‌ها چنان تمایلی به این تصمیم نداشتند، امروز اما همین خانواده‌ها، با اشتیاق، فرزندان‌شان در کنار کلاس زبان، به کلاس موسیقی می‌فرستند و برای ان هزینه می‌کنند. آن‌ها افتخار می‌کنند که فرزندشان در جلوی جمع ساز بزند و یا دانشجوی هنر باشد. اگر تا پیش از این، دیدن نوازندگان خیابانی، محدود به سنین خاص و مکان‌های خاص بود، امروز اما سطح شهر، به خصوص در میادین اصلی، شاهد حضور نوازندگان زن و مرد و پیر و جوان با انواع سازهاست. برگزاری مراسم ختم با نواختن ساز و موسیقی، به جای مجالس ختم معمول، گرچه هنوز در حد یک استثناست، اما در حال تبدیل شدن به یکی از انواع مراسم معمول است. جامعه، در سطحی وسیع، به موسیقی اقبال کرده‌است.

▪️اگر امروز شاهدیم که حاکمیت نیز که تا چهار دهه قبل، خود حتی با موسیقی سنتی نیز مخالفت می‌کرد، امروز خوانندگان نه سنتی، که پاپ مخصوص خود را تربیت می‌کند و در مراسم رسمی، از اجرای موسیقی آن‌ها بهره می‌برد، نشان از تغییری است که به سبب درک ناگفته‌ی همین اثرگذاری موسیقی به دلیل اقبال جامعه در ذهنیت و عملکرد حاکمیت اتفاق افتاد‌است.

▪️اقبال جامعه به موسیقی، تنها یک تکه از روند کلی اقبال جامعه به سمت "هنر"هاست. مثال‌های متعددی از این تغییر روند را می‌توان ذکر کرد. دلایل‌ این تغییر روند اجتماعی در چهل سال اخیر هم خود موضوعی است که باید به آن فکر کرد. اما هر چه که هست، شکی نیست که جامعه، به شکلی محسوس، به موسیقی و هنرها، رو کرده است. در چنین وضعیتی، با چنین جامعه‌ای، چگونه می‌توان بر سیاست‌های فرهنگی مثل عدم آموزش موسیقی در دانشگاه‌ها و مدارس، محدودیت شدید جذب دانشجوی موسیقی در مقطع ارشد خلاصه کردن‌اش تنها در دو سه دانشگاه‌ دولتی کشور و اجازه ندادن به تدریس و تربیت دانشجو در مقطع دکتری در سال‌های پس از انقلاب، عدم برگزاری کنسرت در برخی شهرها و استان‌ها و اصرار بر سیاست‌های عجیبی چون نشان ندادن ساز در تلوزیون اصرار کرد؟

▪️جامعه، حتی در اعماق برخی اقشار مذهبی، به شکلی وسیع به موسیقی و هنرها آغوش گشوده‌است. به پسران خادم حرمی فکر می‌کنم که امروز مشغول آموختن ساز جدیدشان هستند. به تعداد بسیار زیادی از دانشجویان محجبه در رشته‌های هنر از خانواده‌های مذهبی و سنتی در هنرستان‌های و دانشگاه‌های کشور. دیوار هنرها،جامعه، مذهب و سنت کوتاه‌تر شده‌است.

http://telegra.ph/file/75d4ae9196744f70a8c5c.jpg

#یادداشتها
#مهدی_سلیمانیه

«دین و جامعه» کانال مرجع مطالعات اجتماعی دین.
@religionandsociety