🔻 «جستن چیزی برای ایستادن» -۱. ✍فریاد ناصری

🔻«جستن چیزی برای ایستادن»-۱
✍فریاد ناصری

🔹آنچه با آن مواجهه‌ایم فضای سیاسی‌ایست بنا شده بر قرائت‌های نادر و شاذ از تشیع که توانسته با انواع مدل‌های اقتصاد جهت تامین منافعش سازگاری نشان دهد.

فارغ از برحق یا ناحق بودن مدعاهای این فضا و نگاهش، هر انسان عاقلی می‌داند که هر سیستمی بدون همزیستی با مخالفانش دچار رسوب و ریزش می‌شود.

اما نکته اینجاست هیچ برابرنهاد منسجمی در برابر این نگاه و باور وجود ندارد، یعنی اجازه رشد نداشته است.
🔹نخست سراغ فلسفه و فیلسوفان برویم. بیشتر فیلسوفان خود پایه‌ها و‌ مبانی اعتقادی این نگاه و باورها را پذیرفته‌اند به جز «رازی»؛ اما حکیم رازی و مسیرش در فارسی و فرهنگ ما سنتی نیست که برابرنهاد وضع موجود بتواند باشد.
🔹برعکس خیل کثیری از اندیشمندان را داریم که تلاش برای برپا کردن فلسفه‌ی اسلامی کرده‌اند.
🔹به یاد بیاوریم هایدگر را که نمی‌توانست بفهمد چه‌طور می‌شود فیلسوف بود و مسیحی بود؟
اینجا هم می‌شود پرسید: چه‌طور می‌شود تسلیم بود و پرسنده؟
🔹نه اینکه هیچ اندیشه‌ای در چارچوب اسلام شکل نمی‌گیرد اما با باور و ایمان به یک دین امکان پرسش‌های‌مان را حد می‌زنیم.
بنابراین سنتی پرسش‌گر و پرسنده که بتواند سکویی برای نقد و اصلاح باشد نداشته‌ایم و تمرینی برایش نداریم.

حتا ما ناچار بوده‌ایم برای هر امر ساده و روزمره‌ای حدیث و آیه‌ای بیابیم وگرنه در مظان اتهام زیست غیردینی قرار می‌گرفته‌ایم.

با همین قیاس، هر فکری هم ناچار بوده خودش را با حدیث و آیه‌ای معتبر سازد.

در حالی‌که چنین لزومی خود زیر سوال است. هر علمی با سازوکارهای خودش و معیار و محک‌های خاص باید اعتبارش را محکم سازد.

بنابراین این سکو به تنهایی چیزی برای ایستادن ندارد.

#فریاد_ناصری
#یادداشتها
ارتباط با نویسنده
@Faryadnaseri
👈یادداشت دریافتی
«دین و جامعه» کانال مرجع محتوای تخصصی مطالعات اجتماعی دین
@religionandsociety