‍ 📚معرفی کتاب:. «تنهایی دم مرگ». نوشته: نوربرت الیاس

‍ 📚معرفی کتاب:
«تنهایی دم مرگ»
نوشته:نوربرت الیاس
نشر:گام نو
ترجمه:امید مهرگان و صالح نجفی
🔹طرح روی جلدکتاب، نخستین مواجهه مخاطب با اثر است.این طرح جلد ازحسن کریم زاده اندیشه، یاس فلسفی، کنش و واکنش ،گریز از زبان رسمی را نشان می دهد.تصویری ازانسان هایی که به نوعی درانتظار مرگ اند و تنهایی شان میانجی مولف و مخاطب محسوب می شود.
🔹دوجنگ جهانی دراروپا ساحت اندیشه انسانی را به غایت تحت تاثیر خود قرار داد.صنعت،عصر جدید،انسان وفنا پذیری،کنش،سیاست وحوادث غیر طبیعی مسایلی بودند که به فلسفه های عظیمی بدل شدند تا تعریفی جدی از انسان عصر جدید تولید کنند.نوربرت الیاس دراین تحقیقات سهم بسزایی دارد.در مقدمه ای که رابرت فان کریکن عنوان می کند چنین آمده است« نوربرت الیاس(۱۹۹۰-۱۸۹۷) سهم مهمی دربالیدن وشکوفایی نظریه اجتماعی در روزگار ما داشته است.کاراونمونه ی پرقدرتی است از امکانات نهفته در ترکیب وتئالیفی بدیع که از پویاترین عناصر تفکرجامعه شناسی کلاسیک قوام یافته است،در عین حال که الیاس با حفظ استقلال فکری به رویارویی با طیف وسیعی از شواهد تجربی برمی خیزد».
🔹این کتاب در چهار بخش یادداشت مترجمان درباره نوربرت الیاس پیرشدن ومردن وسیاست ومرگ تهیه شده است.البته بخش سیاست و مرگ وارتباط جامعه به مرگ ازدیدگاه فوکو،آگامبن و الیاس مطرح می شود.
🔹او تقسیم بندی های متداول درجوامع انسانی رامی زداید.تحقیقات وی تجربی و درقالب پرسمان تاریخی وجامعه شناسی است. با اینکه رهگذار اوبرداشت هایی ازتفکرات و آرای مارکس،وبر و زیگموند فروید است، اما بسط این نظریات دغدغه الیاس بوده است. نگاهی دقیق به فرآیند تحقیقات جامعه شناسان داردوعقلانی شدن را به مثابه مدرنیته قلمداد می کند .اوتفکرات جامعه شناسی را دوسویه می داند. یکی دربرخوردعاطفی با جامعه و دیگر فاصله گیری از جامعه که جامعه شناسی را درگیر خود کرده است .
🔹پیوند انسان ها به موضوع تحقیق علمی (ابژه) را مطرح می کند وفاصله گیری جامعه شناسی از جامعه رامانع درک صحیح می داند. دوم برخوردعاطفی که جامعه شناس را به بخشی از جامعه تبدیل می کند.دغدغه اودراین کتاب مرگ تدریجی درجوامع متمدن است.سال های زوال و تنها گذاشتن و طاقت فرسای انسانی فقط درجوامع متمدن رخ می دهد.همذات پنداری وابراز همدردی را میراثی از قرون گذشته می داند.در واقع خودهمدردی را برخاسته از حسی صاحب منصبانه قلمداد می کند و استیلای آن را به انتقاد می گیرد.همدردی دردوران کهن وبه خاطرعدم یکسانی افراد ازلحاظ منزلت اجتماعی صورت می گرفته است مانندعدم همسانی سناتورها وگلادیاتورها که این عدم همسانی باعث تفریح طبقه ی حاکم می شد.تفریحشان همذات پنداری با درد و دیداربا مرگ ازسمت قدرت بود.
🔹مرگ مسئله ای الحاقی به زندگان است.این امردرمقام کارکردی کانونی باقی مانده است.چرا که برای محافظت ازخودبارهاوبارها گروه های انسانی دیگررا تهدید به نابودی کرده اند.ازاین روآموختن زبان،روش انسان ها رامطابق با قواعد خاص گروه می کند.در اینجا الیاس می گوید که مرگ برای انسان اکتسابی است.زیراحیوان مرگ خود را به طورغریزی می فهمد ودرواقع مرگ آگاهی ندارد« میمون مادرپیش ازآنکه بچه مرده خود را به گوشه ای بیندازد و از دستش بدهد،تا مدتی اورا درآغوش می گیرد.اوچیزی از مرگ نمی داند.نه ازمرگ بچه اش ونه ازمرگ خودش»(ص۳۱)
🔹پس مواجهه با موضوع مرگ درعصرجدید با اینکه بهداشتی تراست، اما گونه ی برخورد با آن فرق دارد.امید درگروه های انسانی بیشتر ازآن است که به ضمانت بقای اندام شان پس ازمرگ چشم بدوزند.به همین دلیل درقرون وسطی دگراندیشان باخطر تیغ و سوختن روبرو بودند.ازسوی دیگر نظام های دینی درقرون وسطی به مردان خود وعده رهایی وزندگی ابدی می دادند.
🔹البته ضمانت ها نیز تغییر ماهیت داده اند.گسترش مدنیت باعث تغییرتعاریف شده است، زیرا زندگی درامروز بیشتر قابل پیش بینی است.تاثیردوجانبه ای که مکتب انتقادی فرانکفورت و الیاس روی هم گذاشتند قابل پیگیری است.او مانند آدورنوومانهایم با روی کار آمدن نازی ها جلای وطن می شود.والدینش پس ازدیدار با اودرلندن به آلمان برمی گردند.پدرش می میرد ومادرش دراردوگاه کار اجباری جان می سپارد.مرگ ناشی ازتوحش درقرن استیلای مدرنیته برای الیاس جبران ناپذیر است.مرگ ، زخمِ غیرمفهومی اوست که به سرآمد ایده های او بدل می شود.
#معرفی_کتاب
#تنهایی_دم_مرگ

«دین و جامعه» کانال مرجع محتوای تخصصی مطالعات اجتماعی دین
@religionandsociety