🔷در پاسخ به بعضی انتقادها به نوشته ارتداد خفی.. 🔻جواد شریفی.. 🔸گمانم این نبود این نوشته ساده

🔷در پاسخ به بعضی انتقادها به نوشته ارتداد خفی

🔻جواد شریفی

🔸گمانم این نبود این نوشته ساده
(https://t.me/religionandsociety/164)
چنان دیده و خوانده شود. پس بر آن شدم تا نکاتی بر آن بیفزایم.

▪️نخست: برخی گلایه داشتند که چرا اصطلاح ارتداد که متضمن قضاوت منفی و خشونت است را بکار برده ام. میپنداشتم چنانکه در خود نوشته آورده بودم برای دیگران نیز روشن باشد که منظورم از ارتداد صرفا "انحراف از نرم ها" است نه ارتداد فقهی. من نه تنها هیچ گونه ارزش داوری منفی درباره این پدیده نکرده ام بلکه به نظرم، بروز این وضعیت در طلاب می تواند نشانه پویایی فکری طلبه های جوان و دغدغه حقیقت جویی شان باشد. حتی اگر این بی اعتقادی های رو به گسترش را "کفر" قلمداد کنیم؛ مصداق همان "کفر متحرکی" است که به اسلام ختم می شود؛ در حالی که آن ثبات فکری که متولیان حوزه برای طلاب آرزو دارند؛ همان "اسلام جامدی" است که پدر جد کفر است.

▪️دو خرده دیگر بر یادداشت ارتداد خفی تاکنون به دستم رسیده. یکی این که: برخی به دیده تردید به ادعای نگارنده نگریسته و می پندارند نگارنده با مبالغه و گزافه گویی، تصورات خود را بر واقعیت تحمیل کرده است. آن ها چنین خرده می گیرند که اگر چنان که جواد شریفی مدعی شده؛ تعداد چنین طلابی رو به گسترش است چرا ما آن ها را تابحال ندیده ایم؟! دومین خرده اینکه: در نوشتن و بازگو کردن این چیزها حتی اگر راست و درست، چه فایده؟! و چرا اسرار خانه را به بیرون بردن؟!
این دو خرده را با همدیگر پاسخ میگویم. نگارنده سالیانی است که در کنار تحصیل علوم دینی، به مطالعه جامعه شناسی مشغول است و "جامعه شناسی دین" یکی از اهداف پژوهشی بلند مدت اوست. مطالعات جامعه شناختی درباره حوزه علمیه و روحانیت به عنوان یک نهاد دینی، زیرشاخه ای از جامعه شناسی دین است. انجام مطالعات و پژوهش های جامعه شناختی درباره حوزه علمیه و روحانیت، در کوتاه مدت ممکن است متولیان نهاد دین را بیازارد و خاطرشان را رنجور سازد اما در بلند مدت و در آینده ای نه چندان دور، به سود بنیان دین و دیانت است. دشمن خردمند حوزه و روحانیت ترجیح می دهد در این باره سکوت کند تا مبادا حوزه از این سراشیبی نابودی که در آن است به در آید. اما دوستان خردمند با بر آفتاب کردن این واقعیت ها خواهان رهانیدن گوهر ارزشمند دین و دیانت از سلطه امر سیاسی هستند.
اما این که چرا تنها نگارنده با این دست طلاب برخورد داشته و نه دیگران؟

نگارنده در سال های متمادی که به دور از چشم آباء حوزه، از جمع کوچک همکیشانش بیرون گام نهاده و در میان اهل سنت حاضر شده و به کلیساهای خانگی رفته؛ در حلقه صوفیان و دراویش حاضر شده یا با زرتشتی و کلیمی و بی خدا و... نشسته و برخاسته؛ یاد گرفته که چگونه بی آن که در پی تحمیل عقاید خودش به دیگران باشد؛ سخنان آن ها را بشنود و با رویکردی همدلانه، زیست جهان اندیشگی شان را فهم کند. این روحیه را به یاد ندارم حوزه علمیه به من آموخته باشد. بلکه تا آن جا که به یاد دارم برای این که مبادا خدشه بر پیکره اعتقادات مان وارد شود؛ حتی از خواندن فلسفه اسلامی صدرایی منع می شدیم چه رسد به همنشینی با ناهمکیش و دگراندیش و... این همان چیزی است که باعث شده نگارنده بتواند تعداد بسیاری از این طلبه های مبتلا به ارتداد خفی را شناسایی کرده و با آن ها گفتگو کند. بدون این که به آن ها این حس را منتقل کند که آن ها گمراهانی نیازمند ارشادند. باز این نکته را متذکر شوم که راه ایمان حقیقی از همین تشکیک ها و ارتدادها می گذرد. اما آباء حوزه و متولیان نهاد روحانیت گذشته از نارواداری با این گونه طلبه ها، ابزار فشاری مانند شهریه و خدمات مالی در دست دارند که یعطونه من یشاء.

نکته آخر اینکه علوم انسانی در آموزش های طلاب در حوزه علمیه هیچ جایی ندارد و به چشم علوم ضاله به آن ها نگاه می شود. همین یک سال پیش بود که به تعدادی از مدارس علمیه سطح یک پیشنهاد دادم که برای طلاب شان به طور رایگان جامعه شناسی مقدماتی تدریس کنم اما هیچ یک نپذیرفتند و نیمی از آن ها به صراحت گفتند که نمی خواهند این چرندیات گمراه کننده به طلاب شان آموزش داده شود. علوم انسانی در حوزه علمیه، تنها در فضاهای کنترل شده ای مثل موسسه امام خمینی یا دانشگاه باقرالعلوم قم وجود دارد که خودشان تصمیم بگیرند آن بخشی از کفریات علوم انسانی را که می توانند پاسخی برایش بیابند به طلاب آموزش دهند و آن بخشی را که جوابی برایش ندارند آموزش ندهند. بنا بر این آشنایی با علوم انسانی در میان بسیاری طلاب جوان بیشتر به عملیاتی چریکی مانند است.
نهاد حوزه و روحانیت همیشه پیرو و نه پیشرو بوده اند که همین باعث عقب ماندگی و درماندگی شان در برابر واقعیت می شود و در نتیجه آن ها را مجبور به برخوردهای خشونت بار و قهری - از جنس اسلام سیاسی - با آن پدیده می کند.

#یادداشتها
#جوادشریفی

https://t.me/religionandsociety