مرجع محتوای تخصصی مطالعات اجتماعی دین: نشستها، همایش ها، پایان نامه ها، معرفی کتاب، مقالات، پژوهشها و یادداشتهای تحلیلی. اطلاع رسانی، تبادل و دریافت مطلب: مریم محمدی اکمل @maryam_mohamadiakmal
🔷ادارهای به نام «حوزه»؟. (نگاهی به دفترچهی آزمون ورودی حوزههای علمیه).. مهدی سلیمانیه
🔷ادارهای به نام "حوزه"؟
(نگاهی به دفترچهی آزمون ورودی حوزههای علمیه)
مهدی سلیمانیه
▪️حوزه علمیه، سالهاست با تشکیل "شورای عالی مدیریت حوزه"، به سمت تبدیل شدن به یک اداره-سازمان بروکراتیک پیش میرود. حدود 8 سال قبل، در مقالهای (پیوست) ابعاد مختلف و پیامدهای این سازمانی شدن را توضیح داده بودم. اما امروز، با انتشار دفترچهی شرکت در آزمون ورودی حوزههای علمیه، مجدداً ابعاد تازهای از این اداری/سازمانی شدن را به وضوح مشاهده کردم. گذشته از مواردی که در آن مقاله قبلتر به آن اشاره کردهبودم (مانند نفس برگزاری "کنکور" و ...) به برخی مصادیق این سازمانی/اداری شدن حوزهها در این دفترچه اشاره میکنم:
▪️شرط اعتقاد و التزام به ولایت فقیه: دومین شرط از شرایط عمومی شرکت در آزمون ورودی و پذیرش در آن، «اعتقاد التزام عملی به ولایت فقیه و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران" اعلام شده است. سؤال این است: در حالی که بخشی از مراجع تقلید قبلی و فعلی و اساتید و چهرههای صاحبنام حوزههای علمیه، یا به قرائت امام خمینی از تشیع در قالب ولایت فقیه اعتقاد نداشتهاند و برخی دیگر، تفاوت نظر جدی در برداشت از این مفهوم دارند و نیز برخی از حوزویان حکومت مبتنی بر این ایده را قبول دارند اما آن را "مقدس" نمیدانند، چطور میتوان توقع داشت که دومین شرط اصلی از شرایط ورود به حوزههای علوم دینی، این شرط باشد؟ آیا این گزاره مصداقی از تحمیل منطق سیاسی بر منطق سنتی و متکثر حوزههای علمیه نیست؟
▪️شرط سنی ورود به حوزههای علمیه: آنطور که در صفحهی 8 دفترچه ثبت نام آمده است، برای ورود به حوزههای علمیه از طریق آزمون، شرطی سنی وجود دارد. به این ترتیب، نهایتاً افرادی که متولد سال 62 شمسی و کوچکتر از آن باشند میتوانند وارد حوزههای علمیه شوند. اگر این برداشت صحیح باشد، اتفاقی عجیب محسوب میشود: حتی دانشگاهها هم برای شرکت در کنکور و پذیرش در دانشگاهها شرط سنی ندارند و هر کس با هر سنی میتواند وارد نظام آموزشی دانشگاهی شود. چطور ممکن است حوزههای علمیه که به صورت تاریخی از این شرایط دست و پاگیر اداری دانشگاههای جدید به دور بودند، دچار چنین محدودیتهای کمّی شدهاند؟
▪️پرداخت پول برای شرکت در آزمون: آنطور که در صفحهی 10 این دفترچه آمده، تمام متقاضیان باید مبلغ 20 هزار تومان برای شرکت در این آزمون بپردازند و این مبلغ بازگردانده نخواهد شد. گرچه این مبلغ خود فینفسه چندان قابل توجه نیست اما به لحاظ نمادین دارای معنا است: حوزههای علمیهای که به صورتی تاریخی مرز مالی را برای ورود به نظام آموزشیشان نداشتند و ضعیفترین طبقات جامعه نیز میتوانستند بدون پردداخت هیچ هزینهای وارد این نظام آموزشی شوند، دقیقاً شبیه به دانشگاه، دیوارهایی - گرچه اکنون کوتاه- به از جنس مالی و اقتصادی تعیین کردهاند.
▪️سرطان ِ تست: در صفحهی 10 دفترچه آمده که تمام آزمون کتبی ورود به حوزه، به صورت «تستی» انجام میشود. سرطانی که سالهاست دانشگاهها را در بر گرفته و ورود به آنها را از طریق تست، به آزمونی فاقد معنا و ناکارآ بدل کرده و صدای منتقدان و متخصصین را به آسمان برده، اینک در حوزههای علمیه هم به راحتی به کار گرفته میشود. حقیقتاً طلبهای که از طریق تست زدن - ولو در مرحلهی نخست - برگزیده شود، امکان بروجردی و نایینی و خویی و شریعتمداری و سیستانی و خمینی شدن خواهد داشت؟
▪️حوزههای علمیه، به سرعت در حال از دست دادن وجوه ممیزه و نقاط قوت تاریخی هستند که آنها را قرنها به نهادی مؤثر و مانا بدل کردهبود. آفت جزوهخوانی، شب امتحانخوانی، رواج یافتن انگیزههای غیردینی، مدرکگرایی، تمایل شدید به تبدیل مدرک و دانشگاهی شدن، عمومیت بیش از پیش تیپ "دکتر-حجتالاسلام" و دهها آفت دیگر به جان این نهاد سنتی و ریشهدار آموزشی و اجتماعی افتاده است. آیا این نهاد تاریخی اثرگذار، به ادارهای شبهدانشگاهی و سازمانی بروکراتیک بدل میشود؟ پذیرشش دردناک است، اما واقعیت دارد: افقهای حوزه، روشن نیست.
منبع: کانال نویسنده
#یادداشتها
#مهدی_سلیمانیه
@religionandsociety