جرأت محافظه کاری داشته باش.. ✍محمد قوچانی

جرأت محافظه کاری داشته باش

✍محمد قوچانی

تاچریسم، پردامنه ترین و موثرترین نهضت راست علیه هژمونی چپ بود که جهان را از شر کمونیسم نجات داد اگر وینستون چرچیل قهرمان نابودی فاشیسم بود خلف او مارگارت تاچر را باید قهرمان نابودی کمونیسم در همه اشکال ملی و جهانی آن دانست.
تاچر مینویسد: پیش از آنکه خطی از کتابهای اقتصاددانان بزرگ لیبرال بخوانم از روی حسابهای مغازه خواروبار فروشی پدرم می دانستم که بازار آزاد چیزی است مانند یک سیستم اعصاب حسی که به رویدادها و علائم سراسر جهان پاسخ میدهد تا نیازهای همیشه متغیر مردم از کشورهای مختلف را با نوعی بی تفاوتی ذاتی نسبت به موقعیت آنها اجابت کند.
تاچر، به روشنی میدانست که اتحادیه های کارگری، به ابزار چانه زنی و باج خواهی بدل شده اند و در سرکوب این زیاده خواهی لحظه ای تردید نکرد و با خونسردی تمام اصول جامعه گرایی سوسیالیستی را از اساس زیر سوال برد آنجا که گفت اصولا چیزی را به نام جامعه به رسمیت نمی شناسد و آنچه می بیند فرد یا نهایتا افراد است. جمله ای طلایی که عصاره لیبرالیسم را بیان میکند:
«به نظر من برای دوره ای طولانی بسیاری از مردم عادت کرده اند چنین فکر کنند که گویا دولت مسئول حل مشکلات آنهاست اگر کسی مشکل مالی دارد به این فکر می کند که از دولت وام بلاعوض بگیرد اگر کسی مشکل مسکن دارد فکر میکند که دولت باید به او خانه بدهد. آنها مشکل خود را روی دوش جامعه می اندازند و این جامعه واقعا کیست؟یک چنین چیزی تحت عنوان جامعه وجود خارجی ندارد، آنچه وجود دارد تک تک افراد، زن یا مرد و خانواده ها هستند و هیچ حکومتی نمی تواند کاری بکند مگر از طریق همین افراد...»
بر خلاف باور مرسوم، این سوسیالیسم است که کار را انکار میکند و با شعار «هر کس به اندازه نیازش» انسانها را همواره طلبکار و بی عار می سازد. در حالی که از جان لاک تا هایک همه فیلسوفان لیبرال شعار «به هر کس به اندازه کارش» سر داده اند و همه تلاش آنان برای شکستن هر نوع انحصار و امکان رقابت در بازار بوده است.
بر خلاف باور مرسوم که لیبرالیسم را دشمن عدالت می دانند و سوسیالیسم را ایدئولوژی عدالت، آنچه لیبرالیسم با آن مخالفت میکند انحراف از عدالت خواهی به مساوات طلبی است. هایک اگر از سراب عدالت اجتماعی سخن می گفت از آن رو بود که در تئوری های سوسیالیستی عدالت اجتماعی به معنای توزیع به تساوی ثروت در جامعه بود تا انسانها همچون گوسفندان از یکدیگر قابل تشخیص نباشند. عدالت حقوقی یعنی مساوات در برابر قانون، همان عدالت واقعی است که هر کس به اندازه کارش می تواند ثروتمند باشد.
منبع: روزنامه سازندگی

‌ @shabcheragh_monthly