@sociology_of_sport یادداشتها, نظرات, تحلیلهای اجتماعی و پیشنهادهای سازنده شما را در خصوص جامعه شناسی ورزش و جامعه شناسی بدن در نشانی زیر چشم به راهیم: @Moidfar @madanibita
درباره مستندگونه صفر تا سکو
درباره مستندگونه صفر تا سکو
✍ مینو مرتاضیلنگرودی
🔹فیلم مستندگونه «صفر تا سکو» از زندگی خواهران منصوریان، فیلم عجیبی است؛ عجیب از آن حیث که از فرط آشنایی، ناآشنا به نظر میرسد. در دوگانه پیدا و پنهان ورزش زنان ایران به طرز پیچیدهای قهرمانان ملی کشورند. قهرمانان مردمی هستند که قادر به تماشای مسابقات آنان از تلویزیون و رسانه ملی نیستند. ازاینرو مستند«صفر تاسکو» فرصت مناسبی برای مردم فراهم کرده است تا با قهرمانان ملی خود آشنا شوند. مستند خواهران منصوریان شباهت محتوایی غریبی با فیلم «دونده» امیر نادری دارد. هدف از مسابقه برای دونده کوچک به گرفتن جایزه تقلیل نمییابد، بلکه هدف اثبات خود است؛ خودی که در محرومیت و فقر و نداری از سوی آنها که به مختصر داراییهایشان دلخوشاند، نادیده گرفته میشود و به حساب نمیآید.
🔹در مستند «صفر تا سکو» نیز مسابقه برای خواهران منصوریان بیش از آنکه قدرتنمایی برای بردن جایزهای که به گفته «الهه»، خواهر وسطی، برای خریدن خانه و برخورداری از حداقلهای زندگی لازمش دارند، باشد؛ ابزاری برای درک موجودیت خویش است. پیروزی برای خواهران منصوریان بهمنزله روشنگاهی برای درک هستی خویش است. آنها خود را در جنگیدن (بهجای ورزیدن و ورزش) درک کرده و به دیگران میباورانند.
🔹هویت ورزشی خواهران منصوریان، هویت جنسیتی خودمختار و تکین است که در تجربه خاص آنان از فرار پدر از خانه و کمآوردن پدر در برابر مخارج کمرشکن اداره خانهای پراولاد از دختران ریشه دارد. تجربه خاص زنان در خانوادههایی که نظم نمادین پدرسالار در آن فروریخته، تجربه دگرشدگی فعالی است که خواهینخواهی از تحتالحمایگی مرد عبور کرده است. آنان بايد تن به فهم نوینی از جهان بدون سرپرستی و حمایت پدر بدهند؛ فهمی متفاوت که از درهمریختگی نظم متعارف مبتنیبر دوگانه «مرد حامی فعال و مجاز» و «زن تحتالحمایه منفعل و غیرمجاز» سر برآورده است؛ فهمی انسانی! در اینجا دختربچه و در فیلم «دونده»، پسربچه با عبور از جنس و جنسیت با همه تفاوتها و کلیشهها، در تسخیر نیرویی قرار میگیرد که «انسان به ماهو انسان» را از بطن و متن نظم نمادین پدرسالار برمیسازد. شادی و امیدی که پس از دیدن دختران صفر در جایگاه سکو تماشاچیان را دربر میگیرد، یک نوع شادی از جنس شادی انسانی است که از غلبه و پیروزی بر حریف نیز فراتر میرود و با رقیب تقسیم میشود.
🔹فیلم «صفر تا سکو» قرار نیست از معجزه سخن بگوید یا حادثه غافلگیرکننده و خارقالعادهای داشته باشد. دوربین در دستان «مصیبی» ابزاری است برای بهتصویرکشیدن یا بهتر بگوییم برای کاویدن لایههای ذهنی و درونی زندگی دخترانی که کودکیشان با تصویر پدر زحمتکش دردمند و همیشهمقروض و بیپناه در برابر بیرحمی بازار درهم آمیخته. تصویری زنگزده که هربار که در ذهن دختران جان میگیرد، اشک به چشمانشان مینشاند؛ پدری که قیمه نذری خوب میپخت.
🔹 در فیلم «صفر تا سکو» خبری از درس و مشق و مدرسه نیست. دامان طبیعت کلاس است و کار تنها کتاب برای آموختن در چنین کلاسی است. خواهران منصوریان شخصیتهای رها و آزادهای دارند. جنگیدن کاری است که بهدرستی در آموزشگاه طبیعت آموخته میشود. این سه خواهر شاگردان ممتاز این کلاس هستند. آنها وقتی بلوکهای سیمانی را با دست خالی برهم میگذاشتند تا خانهشان را بسازند، خود را بر سکو میدیدند و زمانی که در میدان مقابله با حرف قرار میگیرند هم با پشتگوشانداختن تعلیمات مربی، به شیوه خود میجنگند. آنها پیشاپیش با حریفان پرقدرتی مانند فقر و محرومیت پنجه درانداختهاند و با آنها روشهای مبارزه را تمرین کردهاند. آنها ققنوسهای برآمده از خاکستر خویشاند که در برابر حریفان قَدر بهآسانی از پا درنمیآیند.
🔹فیلم را میتوان فیلم موفقی به حساب آورد، زیرا این فیلم قدرت زنانی را به نمایش میگذارد که باوجود فقر و محرومیت از حداقلهای زندگی، با تکیه بر اراده خویش توانستند وضعیت فرودست خویش را تغییر دهند، اما جذابیت مضاعف روایت «مصیبی» در شباهت محتوایی عجیب این فیلم با تلاشهای تا پای جان زنان ایرانی است که برای رهایی از نگرش و نظم نمادین مردسالاری که نمیخواهد اعتراف کند که دیگر قادر به تأمین امنیت و آسایش زنان و دختران تحتالحمایهاش نیست؛ ایستادهاند.
http://yon.ir/cqfte
منبع روزنامه شرق
http://bit.ly/2hYx8aX
@sociology_of_sport