بخش اول این‏گونه مى‏اندیشم که بدون تحریف و مخدوش ساختن واقعیت مى‏توان کل دامنه فعالیتها و سرگرمیهاى ورزشى را، مثل راگبى، فوتبال، ش

بخش اول این‏گونه مى‏اندیشم که بدون تحریف و مخدوش ساختن واقعیت مى‏توان کل دامنه فعالیتها و سرگرمیهاى ورزشى را، مثل راگبى، فوتبال، شنا، دوومیدانى، تنیس، گلف و غیره، در مقام «عرضه»اى که در برابر یک «تقاضا»ى اجتماعى قرار دارد، مورد بررسى قرار داد. اگر چنین الگویى به خدمت گرفته شود، دو دسته پرسش پیش‏رو قرار خواهد گرفت: اول آن‏که، آیا حوزه تولیدى که برخوردار از منطق و تاریخ خاص خود باشد تا در آن «محصولات ورزشى» تولید شوند، بدین‏معنا که آیا چیزى به عنوان عالم فعالیتها و سرگرمیهاى ورزشى وجود دارد که از نظر اجتماعى درک شود و در برهه معینى از زمان، قابل دسترسى باشد؟ دوم آن‏که، در چه شرایط اجتماعى، امکان دستیابى به «محصولات ورزشى» مختلفِ در حال تولید، چیزهایى مثل گلف بازى، خواندن مجله «لوکیپ»، اسکى روى چمن و یا مشاهده مسابقات جام جهانى در تلویزیون، فراهم مى‏شود؟ به بیان دیگر، چگونه این تقاضاى «محصولات ورزشى» تولید مى‏شود، چگونه مردم به «سلیقه»اى ورزشى مى‏رسند ــ حال چه در مقام فعالیت و چه در مقام چیزى تماشایى ــ و ورزشى را بر ورزش دیگر ترجیح مى‏دهند؟

متن کامل در...
http://www.anthropology.ir/article/1717.html